تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
بستيم ، چه پشته‌ها كه بر آن برآمديم و از آن فرود آمديم ، چه پستى و بلنديها كه پيموديم تا پيش تو رسيديم . اكنون اى كاش مى دانستم از اينجا چگونه باز مى گرديم . آيا با گناهى بخشوده كه در اين صورت چه نعمتى بزرگ است يا با عملى پذيرفته نشده كه در اين صورت چه مصيبتى بزرگ است اى خدايى كه براى تو بيرون آمديم و قصد تو كرديم و در حريمت فرود آمديم ، بر ما رحمت فرماى اى كسى كه آنانى را كه به حريمت آمده‌اند عطا مى كنى ، ما بر اين شتران كه موهايش ريخته و پوستهايش برهنه شده و كوهانهايش لاغر شده و كف پاهايش ساييده شده است به پيشگاهت آمده‌ايم و بزرگ ترين بلا و گرفتارى اين است كه با نوميدى برگرديم ، پروردگارا همانا براى زايران حقى است ، بار خدايا حق ما را آمرزش گناهانمان قرار بده كه تو بخشنده‌يى گرامى و بزرگوارى . هيچ پرسنده و گدايى ترا به بخل وا نمى دارد و هر كس به مقصود خود برسد از تو چيزى كاسته نمى شود . ابن جريج مى گويد : هيچگاه گمان نمى كردم خداوند كسى را از شعر عمر بن - ابى ربيعه بهره‌مند فرمايد . تا آنكه در يمن بودم و شنيدم كسى اين دو بيت را از او خواند : « شما را به خدا سوگند بدون اينكه او را سرزنش كنيد بگوييدش ، از اين اقامت طولانى در يمن چه اراده كرده‌اى بر فرض كه چارهء كار جهان را بسازى و بر آن پيروز شوى ، در قبال اينكه حج را ترك و رها كنى چيزى بدست نياورده‌اى . » همين دو بيت انگيزهء من براى ترك يمن و آمدن به مكه شد و بيرون آمدم و حج گزاردم . ابو حازم شنيد زنى كه به حج آمده بود دشنام مى داد . به او گفت : اى كنيز -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 49 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى