پيامبر ( ص ) فرمودهاند : نه سرايت است و نه مرغى كه از گور در آيد و نه مارى .
ذو الاصبع همچنين سروده است : « اى عمرو اگر دشنام دادن و نكوهش مرا رها نكنى ، چنان ضربتى به تو مى زنم تا مرغ جانت بانگ برآورد كه مرا سيراب كنيد و انتقام خونم را بگيريد . » و آوردهاند كه چون ليلى اخيليه كنار گور توبة بن حمير ايستاد و بر آن گور سلام داد ، ناگهان از آن گور جغدى نالهكنان بيرون پريد و ناقهء ليلى از آن جغد ترسيد و او را بر زمين زد و ليلى مرد و بدينگونه اين ابيات توبة بن حمير كه مى گويد : « اگر من در گور و زير سنگ لحد باشم و ليلى اخيليه بر من سلام دهد ، با شادى پاسخ مى گويم و مرغ جانم از گور ناله كنان به سوى او خواهد پريد » ، مصداق پيدا كرد . توبه و ليلى به روزگار بنى اميه بودهاند .
اعراب در چگونگى پرستش بتها هم مختلف بودند برخى از آنان براى بتها نوعى مشاركت با خداوند متعال را اعتقاد داشتند و لفظ شريك را هم بر بتها اطلاق مى كردند و از جمله در تلبيهء حج خود چنين مى گفتند : « لبيك اللهم لبيك . لا شريك لك .
الا شريكا هو لك . تملكه و ما ملك . » و برخى از ايشان بر بتها لفظ شريك اطلاق نمى كردند ، بلكه آنها را وسيله و سبب تقرب به خداوند سبحان مى دانستند و آنان همانهايى هستند كه به نقل قرآن مجيد چنين مى گفتند : « ما آن بتان را نمى پرستيم مگر آنكه ما را به درگاه خداوند نزديك سازند » .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 46
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤٦