تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
نصر بن مزاحم مى گويد : شعبى از صعصعه نقل مىكند كه مى گفته است : شب جنگ هرير ، اشعث بن قيس سخنانى گفت كه چون جاسوسان معاويه آن را براى او نقل كردند غنيمت دانست و تدبير كار خود را بر آن نهاد . و چنين بود كه در آن شب اشعث براى ياران خود كه از قبيلهء كنده بودند سخنرانى كرد و ضمن آن گفت : سپاس خدا را ، او را مى ستايم و از او يارى مى جويم و به او ايمان دارم و بر او توكل مى كنم و از او طلب نصرت و آمرزش و هدايت و پناه مى كنم ، از او مشورت مى خواهم و به او استشهاد مى كنم كه هر كه را خدا هدايت كند گمراه كننده‌يى براى او نيست و هر كه را خداوند گمراه كند هدايت كننده‌يى براى او نيست ، و گواهى مى دهم كه خدايى جز خداوند يكتاى بى انباز وجود ندارد و گواهى مى دهم كه محمد بنده و رسول خداوند است كه خداى بر او درود فرستاده است و سپس چنين گفت : اى گروه مسلمانان ، آنچه را كه ديروز گذشته اتفاق افتاد و اين همه افراد عرب را كه در آن نابود شدند ديديد ، به خدا سوگند من تاكنون كه به خواست خداوند به اين سن و سال رسيده‌ام هرگز چون اين روز نديده‌ام . همانا كسانى كه حاضرند سخن مرا به غائبان برسانند كه اگر فردا هم روياروى بايستم و جنگ كنيم مساوى با نابودى تمام عرب و تباه شدن همهء نواميس و زنان محترم است ، به خدا سوگند من اين سخن را به سبب بيم از جنگ نمى گويم ، ولى من مردى سالخورده‌ام كه بر زنان و كودكان بيم دارم كه چون فردا ما نابود شويم بر سر ايشان چه خواهد آمد بار خدايا تو مى دانى كه من در كار قوم خويش و مردم همدين خودم انديشيده و خيرخواهى كرده‌ام و توفيق من جز به عنايت خدا نيست ، بر او توكل مى كنم و به سوى او باز مى گردم ، و انديشه‌گاه خطا مىكند و گاه صحيح است و چون خداوند كارى را مقدر فرموده باشد آن را اجراء مىكند ، چه بندگان را خوش آيد و چه ناخوش . من اين سخن خود را مى گويم و از خداى بزرگ براى خودم و شما طلب آمرزش مى كنم . شعبى مى گويد : صعصعه مى گفت : چون جاسوسان معاويه اين سخنان اشعث را به اطلاع او رساندند ، گفت : سوگند به خداى كعبه كه راست گفته است . اگر فردا ما باز هم روياروى شويم و جنگ كنيم روميان بر كودكان و زنان شاميان حمله خواهند آورد و ايرانيان بر كودكان و زنان عراقيان حمله مى آورند و همانا كه اين را فقط خردمندان و زيركان درك مى كنند . و سپس به ياران خود گفت : قرآنها را بر سر
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 330 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى