كه لا إله الا الله و الله اكبر كلمه تقوى است .
گويد : سوگند به كسى كه محمد ( ص ) را بر حق به پيامبرى مبعوث فرموده است ، هرگز از هنگامى كه خداوند آسمانها و زمين را آفريده است هيچ فرماندهء لشكرى را نشنيدهايم كه در يك روز در معركه به دست خود آنقدر از دشمن را بكشد كه على ( ع ) كشته است . او در آن روز طبق آنچه شمار كنندگان ذكر كردهاند بيش از پانصد تن از دلاوران نامدار دشمن را كشته است . او با شمشير خود كه خميده شده بود از ميدان جنگ بيرون مى آمد و مى گفت : در پيشگاه خدا و شما معذرت - خواهى مى كنم ، مى خواستم اين شمشير را صيقل دهم و اصلاح كنم ، ولى چون از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مى فرمود : « شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على نيست » ، مرا از اين كار بازداشت و من با اين شمشير به منظور دفاع از دين و حريم پيامبر ( ص ) جنگ مى كنم .
گويد : ما شمشير را از او مى گرفتيم و آن را راست و اصلاح مى كرديم و باز آن را از دست ما مى گرفت و بر همهء پهناى صف دشمن هجوم مى برد و به خدا سوگند هيچ شيرى نسبت به دشمن خود جان شكارتر از على عليه السلام نيست .
. . . نصر بن مزاحم از عمرو بن شمر ، از جابر بن عمير ، از تميم بن حذيم نقل مىكند كه مى گفته است : چون شب هرير را به سپيده دم رسانديم ، نگريستيم و ناگاه چيزهايى شبيه به رايات و درفشها ديديم كه جلو مردم شام و وسط لشكر مقابل جايگاه على ( ع ) و معاويه قرار داشت و چون هوا روشن شد ناگاه متوجه شديم كه قرآنهايى است كه بر اطراف نيزهها قرار دادهاند و بزرگترين قرآنهايى بود كه در لشكرگاه وجود داشت . آنان سه نيزه را به يكديگر استوار بسته بودند و قرآن بزرگ مسجد را بر آن بسته بودند و ده تن آن را مى كشيدند . نصر مى گويد : ابو جعفر و ابو الطفيل مى گويند : آنان با صد قرآن به مقابل على ( ع ) آمدند و بر هر يك از ميمنه و ميسره لشكر دويست مصحف برافراشتند و بدينگونه شمار تمام مصاحف به پانصد مى رسيد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٢٧