فرموده است . خداوند تبارك و تعالى از اولياى خود راضى نخواهد شد كه روى زمين معصيت و گناه شود و آنان خاموش بمانند و بر آن اذعان آورند و امر به معروف و نهى از منكر نكنند ، اين است كه جنگ را بر خويشتن آسانتر مى يابم از آنكه در سلسله زنجيرهاى دوزخ در افتم تا از گناه رهايى يابم .
گويد : آن مرد در حالى كه انا لله و انا اليه راجعون مى گفت برگشت ، و در همين حال مردم به يكديگر حمله آوردند و نخست با سنگ و تير به جان يكديگر افتادند تا تير و سنگ ايشان تمام شد و سپس با نيزهها به نبرد پرداختند تا آنكه همه شكسته شد ، و در اين هنگام با شمشيرهاى آخته و گرزهاى آهنين به يكديگر حمله كردند ، و شنوندگان چيزى جز صداى برخورد آهن به آهن نمى شنيدند كه در دل مردان بيم انگيزتر از صداى صاعقه و برخورد كوههاى تهامه به يكديگر بود . خورشيد از شدت گرد و خاك پوشيده و غبار برانگيخته شد و درفشها و رايات در گرد و غبار گم شد ، در اين حال مالك اشتر ميان ميمنه و ميسره به حركت آمد و به هر يك از قبايل و گروههاى قاريان قرآن فرمان مى داد كه به گروهى كه مقابل ايشان است حمله برند ، و از هنگام نماز صبح آن روز تا نيمه شب با شمشير و گرز جنگ كردند و فرصت نشد كه براى خدا نمازى بگزارند و اشتر در تمام آن مدت چنان رفتار مى كرد تا شب را به صبح آورد ، در حالى كه آوردگاه پشت سرش بود . سرانجام دو گروه از يكديگر جدا شدند در حالى كه هفتاد هزار تن كشته شده بودند ، و اين شب همان شب مشهور « هرير » است . در اين جنگ ، مالك اشتر در ميمنهء لشكر و ابن عباس در ميسرة و على ( ع ) در قلب [ لشكر ] بودند و مردم همچنان جنگ مى كردند .
سپس از نيمهء شب دوم تا هنگامى كه روز برآمد همچنان جنگ ادامه داشت و مالك اشتر به ياران خويش ، كه آنان را به سوى شاميان مى برد ، مى گفت : به اندازه پرتاب اين نيزهام پيش برويد ، و نيزهء خود را پرتاب مى كرد و چون آنان آن مقدار پيشروى مى كردند ، مى گفت : اينك به اندازه فاصله اين كمان پيش رويد ، و چون چنان مى كردند ، باز از ايشان تقاضاى پيشروى مى كرد ، تا آنكه بيشتر مردم از پيشروى به ستوه آمدند و اشتر كه چنين ديد ، گفت : شما را در پناه خداوند قرار مى دهم كه بقيهء امروز را هم در جانفشانى بخل و سستى نورزيد و سپس اسب خويش را خواست و درفش خود را استوار ساخت و در حالى كه همراه حيان بن هوده نخعى بود ميان دستههاى مختلف لشكر به حركت در آمد و مى گفت : چه كسى جان خود را در راه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٢٤