تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
است : مهمترين سبب در خوددارى عرب از يارى دادن امير المومنين على عليه السلام موضوع مال بود كه او هيچ شريفى را بر وضيع و هيچ عربى را بر عجم فضيلت نمى داد و با سالاران و اميران قبائل بدانگونه كه پادشاهان رفتار مى كردند رفتار نمى فرمود و هيچكس را با مال به خويشتن جذب نمى كرد و حال آنكه معاويه بر خلاف اين موضوع بود و به همين سبب مردم على ( ع ) را رها كردند و به معاويه پيوستند . على ( ع ) نزد مالك اشتر از كوتاهى و يارى ندادن ياران خويش و فرار كردن و پيوستن برخى از ايشان به معاويه شكايت كرد . اشتر گفت : اى امير المومنين ما به يارى برخى از بصريان و كوفيان با مردم بصره جنگ كرديم و راى مردم متحد بود ، ولى بعدها اختلاف و ستيز كردند و نيتها سست و شمار مردم كم شد . تو آنان را به عدل و داد گرفته‌اى و ميان ايشان به حق رفتار مى كنى و داد ناتوان را از شريف مى گيرى ، چرا كه شريف را در نظر تو ارج و منزلتى بر وضيع نيست . و چون حق همگانى و عمومى شد گروهى از كسانى كه همراه تو بودند از آن ناليدند و چون در وادى عدل و داد قرار گرفتند از آن اندوهگين شدند . از سوى ديگر پاداشهاى معاويه را نسبت به توانگران و شريفان ديدند و نفسهاى ايشان به دنيا گراييد و كسانى كه دنيا دوست نباشند اندكند و بيشتر مردم فروشنده حق و خريدار باطلند و دنيا را بر مى گزينند ، اينك اى امير المومنين ، اگر مال ببخشى گردنهاى مردم به سوى تو خم مىشود و خيرخواهى آنان و دوستى ايشان ويژه تو خواهد شد . اى سالار مومنان خدا كارت را سامان دهاد و دشمنانت را خوار و جمعشان را پراكنده و نيرنگشان را سست و امورشان را پريشان كناد ، كه خداوند به آنچه آنان انجام مى دهند آگاه است . على ( ع ) در پاسخ اشتر فرمود : اما آنچه در مورد كار و روش ما كه منطبق بر عدل است گفتى ، همانا كه خداى عز و جل مى فرمايد : « هر كس كار پسنديده كند براى خود او سودمند است و هر كس بد مىكند بر نفس خويش ستم مىكند و پروردگارت نسبت به بندگان ستمگر نيست . » و من از اينكه مبادا در انجام آنچه گفتى [ عدالت ] كوتاهى كرده باشم ، بيشتر ترسانم .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 315 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى