تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
احزاب و دوستان شيطان برويد ، به سوى كسى برويد كه به خونخواهى كسى كه بر دوش كشندهء گناهان بود قيام كرده است . سوگند به خداوندى كه دانه را مى شكافد و جان را پرورش مىدهد كه او تا روز قيامت گناهان آنان را بر دوش مى كشد و از گناهان ايشان هم چيزى نمى كاهد . مى گويم [ ابن ابى الحديد ] : راوى اين سخن قيس بن ابى حازم است و او همان كسى است كه اين حديث را نقل مىكند : « همانا شما روز قيامت پروردگار خويش را مى بينيد همانگونه كه ماه را در شب چهاردهم مى بينيد و هيچ شك و ترديدى در رؤيت او نمى كنيد » و مشايخ متكلم ما او را مورد سرزنش و طعن قرار داده و گفته‌اند « فاسق » است و لذا روايتى را كه او نقل كند . پذيرفته نمى شود ، زيرا او مى گويد : شنيدم على بر منبر كوفه ، در حالى كه خطبه ايراد مى كرد ، مى گفت : به جنگ بازماندگان احزاب برويد ، بغض و كينه‌اش در دلم جاى گرفت ، و هر كس نسبت به على عليه السلام كينه‌توزى كند روايتش پذيرفته نمى شود . و اگر گفته شود : مشايخ شما دربارهء اين سخن على عليه السلام كه گفته است : « به جنگ كسى برويد كه براى خونخواهى كسى كه بر دوش كشندهء گناهان بود قيام كرده است » چه مى گويند آيا اين از سوى على ( ع ) طعن درباره عثمان نيست در پاسخ گفته مىشود : در اين روايت آنچه بيشتر مشهور است همان بخش اول آن است و دنباله آن از آن شهرت برخوردار نيست ، و اگر هم صحيح باشد آن را بر اين حمل مى كنيم كه امير المومنين عليه السلام معاويه را اراده فرموده است و ياوران او را جنگجويان براى حفظ خون او دانسته است كه آنان از خون او حمايت مى كردند و هر كس از خون كسى حمايت كند براى او جنگ كرده است . حافظ ابو نعيم مى گويد : ابو عاصم ثقفى براى ما نقل كرد كه زنى از بنى عبس نزد على ( ع ) آمد كه بر منبر كوفه مشغول ايراد همين خطبه بود ، و گفت : اى امير المومنين ، سه چيز دلها را بر تو به هيجان مى آورد . على ( ع ) پرسيد : واى بر تو ،
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 312 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى