تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
ما در كتاب خداوند ريختن خون كسان ديگرى را هم روا مى بينيم ، از جمله ريختن خون كسى كه در زمين تباهى و فساد بار آورد و ريختن خون كسى كه ستم كند و براى انجام ستم خويش جنگ كند و ريختن خون كسى كه از انجام حقى جلوگيرى كند و در آن مورد پايدارى و جنگ كند ، و تو ستم كرده و از انجام حق جلوگيرى كرده‌اى و در آن مورد ستيز مى كنى و از خود هم دادخواهى نمى كنى و از كارگزارانت هم داد نمى خواهى و فقط مى خواهى به موضوع امارت و فرماندهى خود بر ما چنگ يازى . كسانى هم كه به نفع تو قيام كرده‌اند و از تو دفاع مى كنند ، فقط بدين منظور از تو دفاع و با ما جنگ مى كنند كه تو خود را امير نام نهاده‌اى ، و اگر خود را خلع كنى آنان از جنگ كردن منصرف مى شوند و باز مى گردند . عثمان سكوت كرد و در خانه نشست و به مردم [ كه به طرفدارى از او جمع شده بودند ] دستور داد باز گردند و ايشان را سوگند داد ، آنان باز گشتند ، جز حسن بن على و محمد بن طلحه و عبد الله بن زبير و تنى چند نظير ايشان و مدت محاصرهء عثمان چهل روز طول كشيد . طبرى مى گويد : سپس محاصره كنندگان عثمان از رسيدن لشكرهاى شام و بصره كه براى دفاع از عثمان ممكن بود بيايند ترسيدند و ميان عثمان و مردم حائل شدند و همه چيز حتى آب را از او باز داشتند ، عثمان پوشيده كسى را پيش على عليه السلام و همسران پيامبر ( ص ) فرستاد و پيام داد كه شورشيان آب را هم بر ما بسته‌اند ، اگر مى توانيد آبى براى ما بفرستيد . اين كار را انجام دهيد . على ( ع ) هنگام سپيده دم آمد ، ام حبيبه دختر ابو سفيان هم آمد ، على ( ع ) كنار مردم ايستاد و آنان را پند داد و فرمود : اى مردم ، اين كارى كه شما مى كنيد نه شبيه كار مؤمنان است و نه شبيه كار كافران . فارسيان و روميان اسيرى را كه مى گيرند خوراك و آب مى دهند . خدا را خدا را ، آب را از مرد باز مگيريد . آنان به على پاسخ درشت دادند و گفتند : هرگز و هيچگاه آسوده مباد و چون على ( ع ) در اين مورد از آنان پافشارى ديد عمامه خويش را از سر برداشت و به خانهء عثمان انداخت تا عثمان بداند كه على ( ع ) اقدام كرده است و برگشت .