تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
موجب رضايت ايشان بشود بر عهده بگيرد و با آنان امروز و فردا كند تا نيروهاى امدادى برسند . عثمان گفت : ايشان هيچگونه علت تراشى را نخواهند پذيرفت ، خاصه كه در بار نخست آن كار از من سر زد . مروان گفت : هر تقاضايى دارند ظاهرا بپذير و تا ممكن است امروز و فردا كن كه آنان قومى هستند كه بر تو خروج كرده‌اند و پايبند عهدى نخواهند بود . عثمان على ( ع ) را خواست و به او گفت : مى بينى كه مردم چه مى كنند و من از ايشان بر خون خود در امان نيستم ، آنان را از من برگردان كه من حقى كه مى خواهند چه از سوى خودم و چه از سوى ديگران به آنان خواهم پرداخت . على فرمود : مردم به دادگرى تو نيازمندترند تا به كشتن تو و آنان جز با طلب رضايت از ايشان راضى نخواهند شد . پيش از اين هم براى آنان تعهد كرده بودى ، ولى به آن وفا نكردى ، اين بار فريب مده كه من از طرف تو به آنان خواهم گفت كه حق به ايشان داده خواهد شد . عثمان گفت : چنين بگو و تعهد كن كه به خدا سوگند براى آنان به آن وفا خواهم كرد . على عليه السلام پيش مردم رفت و فرمود : جز اين نيست كه شما خواهان حق هستيد و حق به شما داده خواهد شد و او از خود در اين باره انصاف خواهد داد . مردم از على خواستند كه از عثمان براى ايشان عهد و وثيقه بگيرد و گفتند : ما به گفتار بدون عمل راضى نمى شويم . على ( ع ) پيش عثمان رفت و او را آگاه كرد . گفت : ميان من و مردم مهلتى مقرر دار ، زيرا من يك روزه نمى توانم آنچه را ايشان ناخوش مى دارند تغيير دهم . على عليه السلام گفت : امورى كه مربوط به مدينه است مهلتى نمى خواهد ، براى جاهاى ديگر هم مدت همان اندازه است كه فرمان تو به آنان برسد . گفت : آرى ، ولى براى مدينه هم سه روز به من مهلت بده . على ( ع ) اين را پذيرفت و نامه‌يى ميان عثمان و مردم نوشته شد كه هر چه به ستم داده و گرفته شده است برگردانده شود و هر حاكمى را كه آنان او را نمى خواهند عزل كند ، و بدينگونه مردم دست از عثمان برداشتند ، ولى عثمان پوشيده براى جنگ آماده مى شد و اسلحه فراهم مى ساخت و لشكرى براى خود روبراه مى كرد . و چون مهلت سه روز سپرى شد و عثمان هيچ چيز را تغيير نداد مردم باز بر او شورش كردند و گروهى خود را پيش كسانى از مصريان كه در ذو خشب بودند رساندند و به آنان خبر دادند و آنان هم به مدينه آمدند و مردم بر در خانه عثمان بسيار شدند و از او خواستند