ابو حرب غافقى قرار داشتند ، دو هزار تن هم از مردم كوفه بيرون آمدند كه زيد بن صوحان عبدى و مالك اشتر نخعى و زياد بن نضر حارثى و عبد الله بن اصم غامدى در زمره ايشان بودند ، گروهى هم از مردم بصره بيرون آمدند كه حكيم بن جبلة عبدى و گروهى از سالارهاى قبايل همراهشان بودند و سالار همگان حرقوص بن زهير سعدى بود . اين موضوع در شوال سال سى و پنجم هجرت بود و آنان اظهار داشتند كه مى خواهند حج بگزارند ، و چون به فاصله سه روز مانده به مدينه رسيدند ، نخست مردم بصره كه ميل آنان به طلحه بود پيش افتادند و در ذو خشب فرود آمدند . سپس مردم كوفه كه ميل آنان به زبير بود در اعوص فرود آمدند و سپس مردم مصر كه ميل آنان به على عليه السلام بود در ذو مروة فرود آمدند ، برخى از آنان به مدينه رفتند تا آگاه شوند كه در دل مردم نسبت به عثمان چه مى گذرد . آنان گروهى از مهاجران و انصار را و همسران پيامبر ( ص ) را ملاقات كردند و گفتند ما قصد حج داريم و مى خواهيم تقاضا كنيم عاملان ما استعفا دهند ، سپس گروهى از مصريان در احجار الزيت با على عليه السلام كه شمشير بر دوش داشت ملاقات كردند و بر او سلام دادند و كار خويش را بر او عرضه داشتند كه بر سر ايشان فرياد كشيد و آنان را طرد كرد و فرمود همه نيكوكاران مى دانند كه سپاه مقيم در مروه و ذو خشب و اعوص بر زبان محمد ( ص ) نفرين شدهاند ، و آنان از پيش على ( ع ) رفتند .
بصريان نزد طلحه رفتند كه او هم به آنان همانگونه پاسخ داد و كوفيان نزد زبير رفتند و او هم همانگونه پاسخ داد ، آنان پراكنده شدند و از مدينه بيرون رفتند و به ياران خود پيوستند .
همين كه مردم مدينه آسوده خاطر شدند كه آنان باز گشتهاند ناگهان بانگ تكبير در نواحى مدينه شنيدند و آنان وارد شهر شدند و خانهء عثمان را محاصره كردند و منادى ايشان بانگ برداشت كه اى مردم مدينه هر كس از جنگ كردن خوددارى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٧٩