و حسن بن على عليهما السلام و زيد بن ثابت و ابو هريره بودند . عثمان به آنان پيام فرستاد و گفت : سوگندتان مى دهم كه از اين كار منصرف شويد و باز گشتند .
على و طلحه و زبير آمدند و به عنوان عيادت از عثمان به خانهاش رفتند و از او گله كردند و گفتند به سبب او چه بر سر ايشان آمده است . تنى چند از بنى اميه از جمله مروان بن حكم پيش عثمان بودند و به على عليه السلام گفتند : آنچه مى خواستى انجام دهى انجام دادى و ما را به هلاك انداختى ، به خدا سوگند بر فرض به اين حكومت كه ارادهء آن را كردهاى برسى دنيا را بر تو تلخ خواهيم كرد . على عليه السلام خشمگين برخاست و آن دو هم كه با او بودند و جماعتى كه همراهشان آمده بودند به خانههاى خود بازگشتند .
واقدى روايت مىكند كه پس از شورش آنان در مسجد بر ضد عثمان ، او همچنان يك ماه كامل با مردم نماز مى گزارد و پس از آن او را از نماز گزاردن با مردم منع كردند و غافقى كه فرمانده شورشيان بود با مردم نماز مى گزارد .
مدائنى روايت مىكند كه عثمان در حالى كه از هر سو در محاصره بود همچنان در مسجد با مردم نماز مى گزارد و مصريان و بصريان و كوفيان هم در مسجد حضور داشتند و پشت سرش نماز مى گزاردند و آنان در چشم عثمان خوارتر و بى مقدارتر از خاك بودند .
ابو جعفر طبرى در تاريخ خود مى گويد : ولى اندك اندك مردم مدينه از گرد عثمان پراكنده و ساكن خانههاى خود شدند و هيچكس از خانه خود بيرون نمى آمد مگر با شمشير كه در صورت لزوم از خود دفاع كند و مدت محاصره عثمان چهل روز طول كشيد .
كلبى و واقدى و مدائنى روايت كردهاند كه محمد بن ابى بكر و محمد بن ابى حذيفه در مصر مردم را بر عثمان مى شوراندند . محمد بن ابى بكر همراه كسانى شد كه از مصر پيش عثمان آمدند و محمد بن ابى حذيفه در مصر ماند و پس از اينكه عبد الله بن سعد بن ابى سرح ، حاكم عثمان بر مصر ، از پى مصريان به سوى مدينه حركت كرد ، و عثمان به او چنين فرمان داده بود ، محمد بن ابى حذيفه بر مصر پيروز و حاكم آن شد . عبد الله بن سعد همين كه به ايلة رسيد خبردار شد كه مصريان عثمان را محاصره كردهاند و دانست كه عثمان كشته خواهد شد و از پيروزى محمد بن ابى حذيفه بر مصر نيز آگاه شد و به سوى مصر بازگشت ، ولى از ورودش جلوگيرى شد و به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٨١