تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
زان پس در سبقت و قدمت در اسلام و جهاد در راه خدا نسبت به يكديگر برترى نشان مى دادند . اگر اين ترتيب را رعايت كنند همچنان كار در دست ايشان باقى خواهد ماند و مردم پيرو آنان خواهند بود ولى اگر با ستيزه‌جويى در طلب دنيا برآيند ، كار از دست ايشان بيرون خواهد شد و خداوند آن را به ديگران بر مى گرداند و خداوند بر هر گونه تغيير و تبديلى تواناست ، اينك اين پير مرد سالخورده خودمان را ميان شما مى گذارم نسبت به او خير انديش باشيد و ياريش دهيد و با او مدارا كنيد كه در آن صورت شما از او كامياب تر از خودش خواهيد بود و سپس از آنان توديع كرد و رفت . على ( ع ) فرمود : در اين شخص خيرى مى پنداشتم . و زبير گفت : به خدا سوگند در نظر تو و ما معاويه تا امروز هرگز به اين اهميت و بزرگى نبوده است . مى گويم ( ابن ابى الحديد ) : از آن روز معاويه چنگال خويش را بر خلافت افكند زيرا موضوع كشته شدن عثمان بر ذهن او غلبه پيدا كرد و ديد كه شام در اختيار اوست و مردم آن سرزمين از او اطاعت مى كنند و اگر عثمان كشته شود اين موضوع بهترين بهانه و دليل او خواهد شد كه عليه دشمنان خويش از آن بهره بردارى كند و آن را وسيله‌يى براى رسيدن به هدف خود قرار دهد . وانگهى مى دانست كه ميان اميران عثمان ، هيچكس به قدرت او نيست و او براى بسيج لشكر و دلجويى از اعراب از همه تواناتر است و از همان روز به خلافت طمع بست و كار خود را بر آن پايه نهاد ، مگر نديدى قبلا هم به صعصعه گفته بود هيچكس بر امارت قوى تر از من نيست و عمر مرا به امارت منصوب كرد و از راه و روش من راضى بود و مگر نمى بينى كه به مهاجران نخستين چگونه سخن مى گويد كه اگر بخواهيد با ستيزه حكومت را بدست آوريد و بر اين پير مرد شورش كنيد خداوند آن را از شما به ديگران منتقل مى فرمايد و خداوند بر اين تبديل و دگرگونى تواناست و منظورش خودش بوده است و به كنايه مى گفته است خلافت به من خواهد رسيد ، و به همين سبب هم بود كه چون عثمان از او يارى خواست از آن كار خوددارى كرد و حتى يك نفر هم براى يارى او نفرستاد . محمد بن عمر واقدى كه خدايش رحمت كناد مى گويد : چون مردم بر عثمان اعتراض كردند و سخن درباره او بسيار شد مردمى كه شمارشان دو هزار تن بود از مصر بيرون آمدند كه عبد الرحمان بن عديس بلوى و كنانة بن بشر ليثى و سودان بن - حمران سكونى و قتيرة بن وهب سكسكى در زمره ايشان بودند و همگى زير فرمان