تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
يكديگر پراكنده شده‌اند ، و دوست داشتم اين خبر را به اطلاع تو برسانم تا خداوند را سپاس گويى . و السلام . عبد الرحمان بن مسعده مى گويد : معاويه آن نامه را در حضور برادر خود عتبه و برادر عماره يعنى وليد بن عقبة و ابو اعور سلمى خواند و سپس به چهرهء عتبه و وليد نگريست و به وليد گفت : برادرت راضى شده است كه جاسوس ما باشد . وليد خنديد و گفت : در اين كار هم سودى است . ابو جعفر طبرى روايت كرده است كه عمارة بن وليد پس از كشته شدن عثمان مقيم كوفه بود و على عليه السلام با او كارى نداشت و او را به بيم و ترس نينداخت و عماره پوشيده اخبار را به معاويه مى نوشت . وليد برادر عماره شعرى خطاب به عماره و در تحريض او سرود [ كه مطلع آن چنين است ] : « اگر گمان من در مورد عماره راست باشد چنين است كه آسوده مى خوابد و هرگز در طلب خون و انتقام نخواهد بود . . . » و فضل پسر عباس بن عبد المطلب اشعارى در پاسخ او سروده است [ كه مطلع آن چنين است ] : « آيا تو مى خواهى در طلب خونى باشى كه از او نيستى و براى او همچنين حقى نيست و ابن ذكوان صفورى را با خونخواهى چه كار » مقصود از « ابن ذكوان صفورى » كه در شعر فضل آمده ، اين است كه وليد پسر عقبة بن ابى معيط بن ابى عمرو است كه نام اصلى ابى عمرو ذكوان بوده و او پسر امية بن عبد شمس است ، ولى گروهى از نسب شناسان گفته‌اند : ذكوان ، از بردگان اميه بوده كه او را به پسر خواندگى پذيرفته و به او كنيهء ابو عمرو داده است كه در نتيجه فرزندان و اعقاب او در زمره موالى هستند و از فرزندان واقعى اميه نيستند . صفورى هم نسبت به صفوريه است كه يكى از دهكده‌هاى روم است . . . . ابراهيم بن هلال ثقفى مى گويد : در اين هنگام معاويه ضحاك بن قيس فهرى را خواست و به او گفت : به ناحيهء كوفه و بالاتر از آن تا جايى كه مى توانى به روى برو ، و بر هر گروه از اعراب كه در اطاعت على ( ع ) هستند گذشتى حمله بر ، همچنين
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 256 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى