تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

غارت آوردن ضحاك بن قيس و برخى از اخبار او

ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال ثقفى در كتاب الغارات چنين آورده است : غارت آوردن و هجوم ضحاك بن قيس پس از داستان حكمين و پيش از جنگ خوارج نهروان اتفاق افتاده است . چون پس از موضوع حكميت به معاويه خبر رسيد كه على ( ع ) آماده شده و به سوى او روى مى آورد ، اين خبر او را به بيم انداخت و در حالى كه لشكر گاهى فراهم آورد از دمشق بيرون آمد و به همه نواحى شام كسانى را گسيل داشت و بر همگان جار زد كه بدون ترديد على براى جنگ به سوى شما حركت كرده است ، و براى مردم اعلاميهء مشتركى نوشت كه آن را بر مردم بخوانند و در آن چنين آمده بود : اما بعد ، ما ميان خود و على عهد نامه‌يى نوشتيم و در آن شروطى مقرر داشتيم و دو مرد را حكم قرار داديم كه آن دو نسبت به ما و نسبت به او بر طبق حكم قرآن حكم كنند و از آن تجاوز نكنند و عهد و پيمان خدا را قرار داديم بر هر كس كه آن را بگسلد و حكمى را كه صادر شده است امضاء و اجرا نكند . حكمى كه من تعيين كردم مرا به حكومت گماشت و حكمى كه على تعيين كرد او را از حكومت عزل كرد و اينك او با ستم براى جنگ به سوى شما مى آيد « و هر كس عهد بشكند به زيان خود شكسته است » . اينك به بهترين صورت براى جنگ آماده شويد و ابزار جنگ را فراهم آوريد و سبكبار روى به نبرد آوريد ، خداوند ما و شما را براى انجام كارهاى شايسته آماده فرمايد مردم از همهء نواحى پيش معاويه آمدند و جمع شدند و خواستند به صفين حركت كنند ، معاويه با آنان مشورت كرد و گفت : على از كوفه بيرون آمده است و آخرين خبر اين است كه از نخيلة هم حركت كرده و رفته است . حبيب بن مسلمه گفت : نظر من بر اين است كه برويم و در صفين كه پايگاه قبلى ماست فرود آييم كه منزلى فرخنده است ، خداوند ما را در آن بهره‌مند فرمود و داد ما را از دشمن گرفت . عمرو بن عاص گفت : نظر من اين است كه خود با لشكرها