تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
على عليه السلام فرمود : مادرانتان بر شما بگريند حق من بر شما واجب تر از حق اشتر است ، مگر اشتر را بر شما حقى غير از حق مسلمان بر مسلمان هست در اين هنگام حجر بن عدى كندى و سعيد بن قيس همدانى برخاستند و گفتند : اى امير المومنين ، خداوند براى تو بد مقدر نفرمايد ، فرمان خويش را به ما بگو تا از آن پيروى كنيم كه به خدا سوگند اگر در راه اطاعت از تو اموال ما نابود شود و عشاير ما كشته شوند ، بر آن بى تابى نمى كنيم و آن را بزرگ نمى پنداريم . على ( ع ) فرمود : آماده شويد براى حركت به سوى دشمن ما . و چون على ( ع ) به منزل خويش رفت سران اصحابش به حضورش رفتند و به آنان فرمود : مردى استوار و خير انديش به من معرفى كنيد كه بتواند مردم را از ناحيه سواد فراهم آورد . سعيد بن قيس گفت : اى امير المومنين ، مردى خير انديش و خردمند و دلير و استوار را به شما معرفى مى كنم و او معقل بن قيس تميمى است فرمود : آرى ، و او را فرا خواند و گسيل داشت ، و او حركت كرد ، ولى هنوز برنگشته بود كه امير المومنين على عليه السلام ضربت خورد و شهيد شد .

خطبه ( 29 )

اين خطبه با عبارت « ايها الناس المجتمعة ابدانهم المختلفة اهواءهم » ( اى مردمى كه هر چند بدنهايشان جمع و با يكديگر است انديشه‌هايشان گوناگون است ) شروع مىشود . اين خطبه را امير المومنين عليه السلام به هنگام غارت آوردن ضحاك بن قيس ايراد فرموده است و ما اينك آن را بيان مى كنيم .