تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
پيش از آن يافتى . على ( ع ) گفت : عمو جان آن موارد كدام بوده است عباس گفت : در بيمارى پيامبر ( ص ) به تو اشاره كردم كه از ايشان بپرسى اگر حكومت از ماست به ما عطا فرمايد و اگر حكومت از ديگران است در مورد ما به آنان سفارش كند ، و تو گفتى : مى ترسم كه اگر پيامبر ما را از آن منع فرمايد ، پس از رحلت آن حضرت ، ديگر هيچكس آن را به ما ندهد . آن گذشت و چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، ابو سفيان بن حرب همان ساعت پيش ما آمد و ما هر دو پيشنهاد كرديم تا با تو بيعت كنيم و به تو گفتم : دست بگشاى تا من و اين پير مرد با تو بيعت كنيم كه اگر ما با تو بيعت كنيم هيچكس از افراد خاندان عبد مناف از بيعت با تو خوددارى نمى كند ، و چون قريش با تو بيعت كند هيچكس از اعراب از بيعت با تو خوددارى نخواهد كرد ، در پاسخ ما گفتى : اينك سرگرم تجهيز پيكر پاك پيامبريم و حال آنكه در مورد خلافت بيمى نداريم . و چيزى نگذشت كه از سقيفهء بنى ساعده بانگ تكبير شنيدم ، و به من گفتى : عمو جان اين چيست گفتم : اين همان چيزى است كه ترا به پذيرفتن آن دعوت كرديم و نپذيرفتى ، و گفتى : سبحان الله مگر ممكن است گفتم : آرى ، گفتى : آيا باز نمى گردد گفتم : مگر ممكن است چنين چيزى برگردد سپس هنگامى كه عمر زخم خورد ، به تو گفتم : خود را در شورى داخل مكن كه اگر از آنان كناره‌گيرى ترا مقدم خواهند داشت و اگر خود را همسنگ آنان قرار دهى خود را بر تو مقدم مى دارند ، نپذيرفتى و با آنان در آن شركت كردى و نتيجه‌اش آن بود كه ديدى . و من اينك براى بار چهارم رأيى به تو عرضه مى دارم كه اگر آن را بپذيرى پذيرفته‌اى و گرنه همان بر تو خواهد رسيد كه در موارد پيش رسيده است ، و آن اين است كه من چنين مى بينم كه اين مرد - يعنى عثمان - شروع به كارهايى كرده است كه به خدا سوگند گويى هم اكنون مى بينم كه اعراب از هر سو به طرفش مى آيند و او در خانه‌اش همانگونه كه شتر نر را مى كشند كشته خواهد شد . به خدا سوگند اگر اين كار صورت پذيرد و تو در مدينه باشى ، مردم ترا ملزم به آن مى كنند ، و چون چنين شود به چيزى از حكومت دست نمى يا بى مگر پس از شرى كه در آن خيرى نخواهد بود . عبد الله بن عباس مى گويد : روز جنگ جمل - در حالى كه طلحه كشته شده بود و مردم كوفه در دشنام دادن و عيب گرفتن بر طلحه زياده روى كردند - من به حضور على ( ع ) رسيدم ، فرمود : همانا به خدا سوگند هر چند درباره طلحه چنين