تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
مى گويند ، اما او آنچنان بود كه آن شاعر جعفى گفته است : « جوانمردى كه هر گاه توانگر و بى نياز است [ براى خير و بهره رساندن ] توانگرى او را به دوستانش نزديك مى سازد و فقر و نيازمندى [ براى اينكه اسباب زحمت دوستان نباشد ] او را از آنان دور مى سازد . » على ( ع ) سپس فرمود : به خدا سوگند گويى عمويم به حوادث ، از پس پرده نازكى مى نگريست ، و به خدا سوگند به چيزى از اين حكومت نرسيدم ، مگر پس از شرى كه خيرى همراه آن نيست . همچنين ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى ، از حباب بن يزيد ، از جرير بن مغيره نقل مىكند كه مى گفته است : خواستهء سلمان و زبير و انصار اين بود كه پس از پيامبر ( ص ) به على ( ع ) بيعت كنند ، و چون با ابو بكر بيعت شد سلمان گفت : اگر چه به مرد آگاهى دست يافتيد و آزمايشى كرديد ، ولى كان و معدن اصلى را گم كرديد . همو مى گويد : ابو زيد عمر بن شبه ، از على بن ابى هاشم ، از عمرو بن ثابت ، از حبيب بن ابى ثابت نقل مىكند كه مى گفته است : سلمان در آن روز گفت : آرى ، در مورد اينكه سالخورده را برگزيديد راه شما صحيح بود ، ولى از روى خطا اهل بيت پيامبر خود را برنگزيديد و حال آنكه اگر خلافت را در ايشان قرار مى داديد حتى دو نفر هم با شما مخالفت نمى كردند و همانا از نعمت آن به وفور بهرمند مى شديد . همو از عمر بن شبه ، از محمد بن يحيى نقل مىكند كه مى گفته است : غسان بن عبد الحميد براى ما نقل كرد كه چون مردم دربارهء خوددارى على عليه السلام از بيعت با ابو بكر بسيار سخن گفتند و ابو بكر و عمر بر او در اين مورد سخت گرفتند ، مادر مسطح بن اثاثة آمد و كنار گور پيامبر ( ص ) ايستاد و چنين سرود : « كارها و خبرها و گرفتاريهاى گوناگونى صورت مى گيرد كه اگر تو حضور مى داشتى در آن باره اينهمه سخن گفته نمى شد . ما ترا بدانگونه از دست داديم كه زمين باران پر بركت را از دست دهد و كارهاى قوم تو مختل شد ،