تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
داديد ، اين موضوع هنوز به آن اندازه نرسيده است كه من طمع به درماندگى و نابودى ايشان ببندم و لشكر خود را به خطر اندازم و آهنگ ايشان كنم ، و نمى دانم آيا به سود من است يا به زيان من بنابراين شما مرا به كندى و آهستگى متهم مكنيد زيرا من در مورد ايشان راهى ديگر انتخاب مى كنم كه براى شما آسان تر است و در مورد هلاك و نابودى ايشان مؤثرتر . از هر سو بر آنان غارت و حمله مى بريم و شبيخون مى زنيم ، سواران من گاهى در جزيره و گاهى در حجاز خواهند بود در اين ميان خداوند مصر را هم گشوده است و با فتح مصر ، دوستان ما را نيرومند و دشمنان ما را زبون فرموده است و اشراف عراق همين كه اين لطف خدا را نسبت به ما ببينند همه روزه با شتران گزنيه خود پيش ما مى آيند و اين هم از چيزهايى است كه به آن وسيله خداوند بر شمار شما مى افزايد و از شمار ايشان مى كاهد و آنان را ضعيف و شما را قوى مى سازد و شما را عزيز و آنان را خوار و زبون مىكند . بنابراين صبر كنيد و شتاب مكنيد كه من اگر فرصتى بيابم آن را از دست نخواهم داد . مى گويد : ما از پيش معاويه بيرون آمديم و دانستيم آنچه مى گويد برتر و بهتر است و گوشه‌يى نشستيم و هماندم كه ما از پيش معاويه بيرون آمديم بسر را احضار كرد و او را با سه هزار مرد گسيل داشت و گفت : حركت كن تا به مدينه برسى ، ميان راه مردم را تعقيب كن و بر هر گروه كه بگذرى ايشان را بترسان و به اموال هر كس دست يافتى تاراج كن و در مورد هر كس كه به طاعت ما در نيامده است همينگونه رفتار كن و چون به مدينه رسيدى به آنان چنين نشان بده كه قصد جان ايشان را دارى و به آنان بگو كه هيچ عذر و بهانه‌يى ندارند و در اين كار چندان اصرار كن كه تصور كنند به جان آنان خواهى افتاد . آنگاه دست از ايشان بردار و به راه خود ادامه بده تا به مكه برسى و در مكه متعرض هيچكس مشو ، ولى مردم ميان مدينه و مكه را بترسان و آنان را پراكنده كن و چون به صنعاء و جند رسيدى در آن دو شهر گروهى از پيروان ما هستند و نامه‌يى از آنان به من رسيده است .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 181 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى