تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
شما رسيد پراكنده شويد و به خانه‌هاى خويش باز گرديد تا از شما در گذرم و گناه افراد نادان شما را ناديده بگيرم و كسانى را كه كناره‌گيرى كنند حفظ كنم و به فرمان قرآن ميان شما عمل كنم و اگر چنين نكنيد آماده شويد براى آنكه لشكرى گران با انبوه شجاعان سوار كار و استوار ، آهنگ كسانى كنند كه طغيان و سركشى كرده‌اند و در آن صورت همچون گندم در آسياب آن آرد خواهيد شد « هر كس نيكى كند براى خود نيكى كرده است و هر كس بدى كند بر خود بدى كرده است ، و پروردگارت نسبت به بندگان ستمگر نيست . » امير المومنين آن نامه را همراه مردى از همدان فرستاد كه چون نامه را براى آنان برد پاسخ مناسبى ندادند . آن مرد به ايشان گفت : من در حالى از پيش امير المومنين آمدم كه قصد داشت يزيد بن قيس ارحبى را همراه لشكرى گران به سوى شما اعزام دارد و تنها چيزى كه او را از اين كار باز داشته است انتظار پاسخ شماست . آنان گفتند : اگر اين دو مرد يعنى عبيد الله بن عباس و سعيد را از حكومت بر ما عزل كند ما شنوا و فرمانبرداريم . آن مرد همدانى از پيش ايشان به حضور على عليه السلام آمد و اين خبر را آورد . گويند : چون اين نامه على ( ع ) به آنان رسيد ، نامه‌يى براى معاويه فرستاد و ضمن نوشتن اين خبر شعر زير را هم نوشتند : « اى معاويه اگر شتابان به سوى ما نيايى ، ما با على يا با يزيد يمانى بيعت خواهيم كرد . » چون اين نامه به معاويه رسيد بسر بن ابى ارطاة را كه مردى سنگدل و درشت خو و خونريز و بى رحم و رأفت بود خواست و به او فرمان داد راه حجاز و مدينه و مكه را بپيمايد تا به يمن برسد و گفت : در هر شهرى كه مردم آن در اطاعت على هستند چنان زبان بر دشنام و ناسزا بگشاى كه باور كنند راه نجاتى براى ايشان نيست و تو بر آنان چيره‌خواهى بود . آنگاه دست از دشنام ايشان بردار و آنان را به بيعت با من دعوت كن و هر كس نپذيرفت او را بكش و شيعيان على را هر جا كه باشند بكش ،
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 179 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى