زيرا فراست و زيركى من آنچه را كه در دلهاى بسيارى از شما بود براى من گواهى مى كرد . اين دو مرد هم پيشاپيش همهء بيعت كنندگان با من بيعت كردند و شما اين موضوع را مى دانيد و اينك آن دو پيمان شكنى و مكر كردند و با عايشه به بصره رفتهاند تا جمع شما را به پراكندگى بكشند و قدرت و شجاعت شما را ميان خودتان روياروى قرار دهند . پروردگارا ايشان را در قبال كارى كه كردهاند سخت فروگير و شكست و فرو افتادن آن دو را جبران مفرماى و لغزش آن دو را ميامرز و آنان را به اندازهء فاصلهء ميان دو بار دوشيدن ناقهيى [ اندكى ] مهلت مده ، كه آن دو اينك حقى را كه خود آن را رها كردند مى طلبند و خونى را كه خود آن را بر زمين ريختند مى خواهند . پروردگارا از تو مى خواهم تا وعدهء خويش را برآرى كه خود فرمودهاى و سخنت بر حق است كه بر آن كس كه ستم شود خداى او را نصرت خواهد داد .
پروردگارا وعدهء خويش را براى من برآور و مرا به خودم وا مگذار كه تو بر هر كارى توانايى .
و سپس از منبر فرو آمد .
خطبهء على ( ع ) هنگام حركت براى بصره
كلبى روايت كرده است كه چون على عليه السلام آهنگ رفتن به بصره فرمود برخاست و براى مردم خطبه خواند و پس از حمد و ثناى خداوند و درود بر رسول خدا ( ص ) چنين فرمود : چون خداوند متعال پيامبرش را به سوى خود فرا گرفت ، قريش در مورد حكومت بر ضد ما به پا خاست و ما را از حقى كه به آن از همهء مردم سزاوارتر بوديم باز داشت . و چنان ديدم كه شكيبايى بر آن كار بهتر از پراكنده ساختن مسلمانان و ريختن خون ايشان است كه بسيارى از مردم تازه مسلمان بودند و دين همچون مشگ آكنده از شير بود كه اندك غفلتى آن را تباه مى كرد و اندك تخلفى آن را باژگونه مى ساخت . گروهى حكومت را بدست گرفتند كه در كار خود چندان كوششى نكردند و آنان به سراى ديگر كه سراى جزاء است منتقل شدند و خداوند ولى ايشان است تا كارهاى بد ايشان را پاكيزه فرمايد و از لغزشهاى ايشان در گذرد . ولى طلحه و زبير