تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
و سپس از منبر فرو آمد .

خطبهء على ( ع ) در مدينه در آغاز خلافت

بدان كه گفتار امير المومنين على عليه السلام و گفتار بيشتر ياران و كارگزارانش در جنگ جمل بر همين الفاظ و معانى كه در اين فصل خواهد آمد دور مى زند ، از جمله خطبه‌يى است كه آن را ابو الحسن على بن محمد مدائنى از قول عبد الله بن جنادة نقل مىكند كه مى گفته است : از حجاز به قصد رفتن به عراق حركت كردم و اين در آغاز خلافت على ( ع ) بود . نخست به مكه رفتم و عمره گزاردم و سپس به مدينه آمدم و چون وارد مسجد پيامبر ( ص ) شدم ، منادى مردم را به مسجد فرا خواند و مردم جمع شدند . على عليه السلام در حالى كه شمشير بر دوش داشت آمد و همهء نگاهها به سوى او كشيده شد . او نخست حمد و ثناى خداى را بر زبان آورد و بر پيامبر ( ص ) درود فرستاد و سپس چنين فرمود : اما بعد ، چون خداى پيامبر خويش را كه درودش بر او و خاندانش باد به سوى خود باز گرفت ، ما با خود گفتيم كه ما افراد خاندان و عترت و وارثان اوييم و از ميان همهء مردم ، ما اولياى اوييم ، و هيچكس با ما در مورد حكومت ستيز نخواهد كرد و هيچ آزمندى به حق ما طمع نخواهد بست ، ولى ناگهان قوم ما در قبال ما خود را تراشيدند و حكومت پيامبر ما را از دست ما ربودند و غصب كردند و امارت براى كسى غير از ما فراهم شد . ما رعيت شديم آنچنان كه هر ناتوانى در ما طمع بست و هر فرومايه و زبونى بر ما عزت و تكبر فروخت . چشمهاى ما از اين پيشامد گريست و سينه‌ها به بيم افتاد و جانها بى تابى كرد ، و به خدا سوگند كه اگر بيم جدايى و پراكندگى ميان مسلمانان و اينكه كفر به قدرت خود برگردد و دين نابود شود نبود ، ما به گونه ديگرى - غير از آنچه بوديم و تحمل كرديم - مى بوديم . واليانى حكومت را عهده‌دار شدند كه براى مردم خواهان خير نبودند . و سپس اى مردم ، شما مرا از خانه‌ام بيرون كشيديد و با من بيعت كرديد در حالى كه اميرى بر شما را نمى پسنديدم ،