تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
دو مى دانند كه من فروتر از هيچيك نيستم و اگر مى خواستم بگويم همانا مى گفتم ، معاويه از شام براى آن دو نامه‌يى نوشته و آنان را در آن گول زده بود و آن را از من پوشيده داشتند . آن دو بيرون رفتند و به سفلگان چنين وانمود كردند كه خون عثمان را طلب مى كنند . به خدا سوگند كه آن دو نتوانستند كار ناروايى را به من نسبت دهند و ميان من و خودشان انصاف ندادند و همانا كه خون عثمان بر عهدهء آن دو است و بايد از آن دو مطالبه شود . اين چه ادعاى واهى و پوچى است به چه چيز فرا مى خواند و به چه چيز مى رسد به خدا سوگند كه آن دو به گمراهى سخت و نادانى شگرف در افتاده‌اند و شيطان گروه خود را براى آن دو برانگيخته و سواران و پيادگان خود را گرد آن دو فراهم آورده است تا ستم را به جايگاه خود و باطل را به پايگاه خويش برساند . على ( ع ) آنگاه دستهاى خويش را بلند كرد و عرضه داشت : پروردگارا ، همانا كه طلحه و زبير از من بريدند [ پيوند خويشاوندى مرا بريدند ] و بر من ستم كردند و بر من شورش كردند و بيعت مرا گسستند . پروردگارا ، آنچه را گره زده‌اند بگشاى و آنچه را استوار كرده‌اند از هم گسسته فرماى و آن دو را هرگز ميامرز و در آنچه كرده‌اند و آرزو بسته‌اند فرجامى ناخوش بهره‌شان فرماى ابو مخنف مى گويد : در اين هنگام مالك اشتر برخاست و چنين گفت : سپاس و ستايش خداوندى را كه بر ما منت گزارد و افزونى فرمود و نسبت به ما احسان پسنديده معمول داشت . اى امير المومنين سخن ترا شنيديم و همانا درست مى گويى و موفقى و تو پسر عمو و داماد و وصى پيامبر مايى و نخستين كسى هستى كه او را تصديق كرده و همراهش نماز گزارده‌اى . در همهء جنگهاى او شركت كردى و در اين مورد بر همه امت فضيلت دارى . هر كس از تو پيروى كند به بهرهء خود رسيده و مژدهء رستگارى يافته است و آن كس كه از فرمان تو سر پيچيده و از تو روى گردانده به جايگاه خويش در دوزخ روى كرده است . اى امير المومنين سوگند به جان خودم كه كار طلحه و زبير و عايشه براى ما كار مهمى نيست و همانا آن دو مرد در آن كار در آمده‌اند و بدون اينكه تو بدعتى آورده و ستمى كرده باشى از تو جدا گشته‌اند ، اگر مى پندارند كه خون عثمان را طلب مى كنند بايد نخست از خود قصاص بگيرند كه آن دو نخستين كسانند كه مردم را بر او شوراندند و آنان را به ريختن خونش وا داشتند ، و خدا را گواه مى گيرم كه اگر به بيعتى كه از آن بيرون رفته‌اند
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 153 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى