تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

خطبه ( 6 )

اين خطبه با عبارت « و الله لا اكون . . . » شروع مىشود .

طلحه و زبير و نسب آن دو

ابو محمد طلحة بن عبيد الله بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة ، پدرش پسر عموى ابو بكر و مادرش صبعة ، دختر حضرمى است و پيش از آنكه همسر عبيد الله شود همسر ابو سفيان صخر بن حرب بوده است . ابو سفيان او را طلاق داد ، ولى دلش همچنان در پى او بود و درباره‌اش شعرى سرود كه مطلع آن چنين است : من و صعبه هر چند آنچنان كه مى بينم از يكديگر دوريم ، ولى و داد و دوستى ما و داد نزديك است . » اين بيعت همراه ابيات مشهور ديگرى است . و طلحه يكى از آن ده تنى است كه براى او گواهى و مژده به بهشت رفتن داده شده است و يكى از اصحاب شورى است و او را در جنگ احد در دفاع از پيامبر ( ص ) اثرى بزرگ است و يكى از انگشتهايش شل شد و او دست خود را سپر رسول خدا در برابر شمشير كافران قرار داد و پيامبر فرمودند : امروز طلحه كارى كرد كه بهشت براى او واجب شد . زبير ، ابو عبد الله زبير بن عوام بن خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصى است . مادرش صفية دختر عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف ، عمهء رسول خدا ( ص ) است . او هم يكى از آن ده تنى است كه مژده به بهشت داده شده‌اند و يكى از شش تن اعضاى شورى است و از كسانى است كه در جنگ احد همراه پيامبر پايدارى كرد و بسيار زحمت كشيد و پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : « براى هر پيامبر حوارى است و حوارى من زبير است » . و حوارى يعنى ويژگان و دوستان مخصوص هر كس .

بيرون آمدن طارق بن شهاب براى استقبال از على ( ع )

طارق بن شهاب احمسى براى استقبال از على ( ع ) ، كه به تعقيب عايشه و