العلوم با بهترين طرزى از هر يك از دانشهاى متداول روزگار خود بحث نمود ويك دائرة المعارف علمي كوچك ولى جامع وارزندهاى از خود به يادگار گذارد .
فارابى در تدوين نخستين منطق خود رسالهاى در تحليل گذارده كه مانند آن يكجا ومستقل در ارغنون أرسطو نيست ودر آثار ابن مقفع وابن زرعه وابن سينا وابن رشد هم نمىبينيم مگر اينكه جسته گريخته نمونههايى از آن در فن قياس وجدل پراكنده پيدا كنيم گويا بهمين جهت بود كه صاعد اندلسى گفته است كه در منطق فارابى به مبحث تحليل برميخوريم ودر اثر كندى چنين چيزى نيست .
أو در تحليل به چند قاعدهء منطقي أشارت كرده است مانند تقسيم كه در فلسفهء افلاطونى اعتباري دارد ، ديگرى تركيب كه از أرسطو است ، سومى لزوم وپيوستگى دو چيز در هستى ونيستى چهارمى لزوم وتقابلى كه از آراء اخلاقى گرفته شود ، پنجم تشابه وتغيير وتساوى .
أو با دستآويز اين قواعد مىخواهد به ما بياموزد كه چگونه مىتوانيم براي هر مطلوبى در هر علمي قياسي بسازيم ومقدمات آن را بدست بياوريم .
چنان كه گفتهام اين قواعدى كه فارابى در كتاب التحليل آورده است ودر المسائل المتفرقة ( ص 8 چاپ دكن ) هم بدان أشارت كرده است جسته گريخته نه يكجا در كتابهاى ديگر هم هست . در ارغنون أرسطو كتاب 1 فصل 27 ودر كتاب منطق شفاء ابن سينا فن جدل مقاله 1 فصل 9 ومقاله 2 فصل 3 ودر تلخيص ابن رشد مقالهء يكم قياس والمعتبر بغدادي كتاب - منطق مقالهء سوم فصل 11 و 12 ومقالهء 5 فصل 3 و 6 وأساس الاقتباس طوسي جدل فن 1 فصل 5 يادى از اين قواعد هست .
المنطق ( ويليه حدود المنطق لابن بهريز ) — صفحة ديباچه 29
مساهمون: ابن المقفع
صديباچه ٢٩