جمال الدين علوي در همان مؤلفات از اين نسخهها به جز آن برلين كه خود نديده بود به خوبى كاوش كرده واز دانشمندان ديگر كه دربارهء آنها سخن گفتهاند ياد نموده است . همهء اين دانشمندان از روى نوشته اهلورث در فهرست برلين از اين نسخه يادى كردهاند . خوشبختانه عكس نسخهء برلين به دستم رسيد وآن را خواندم واز آن بهره بردم .
ابن باجه روى هم رفته بر چهارده رسالهء منطقي فارابى گزارش دارد .
مونك در آميختهاى از فلسفه يهودي واسلامى ( ص 383 - 410 بند 5 ) در هشت فصل از فلسفهء ابن باجه شايد براي نخستين بار كاوش كرده است .
اينست كه پرانتل در تاريخ منطق خود ( 2 : 380 ) مىگويد كه ما از ابن باجه كم آگاهيم ومونك
Munck
در فرهنگ
Diction
خود ( 3 : 154 ) نوشته است كه رسالههاى منطقي أو در اسكوريال يافت مىشود . لطفى جمعه در تاريخ فلاسفة الإسلام ( ص 73 - 96 ) كه از مونك بهره برده است هم از منطق ابن باجه سخنى در خور وشايسته نياورده است ولى مانند مونك از تدبير المتوحد أو در هشت فصل سخن بميان آورده است .
ابن باجه در تعليق المقولات نسخهء اسكوريال ( 30 پ ، 34 ر ، 3 : 108 و 118 ) از كتاب الحروف فارابى ياد كرده است .
3 - أبو الوليد محمد بن أحمد بن محمد بن رشد قرطبى ( 520 - 595 ) فقيه فيلسوف رهرو مشائى شاگرد ابن باجه كه مونك ( ص 418 - 458 ) مىگويد كه ما از نگارشهاى أو آگاهيم وپرانتل در تاريخ منطق ( 2 : 380 - 397 ) از انديشهء منطقي أو كاوش كرده واز ترجمهء لاتينى آنها بندهائى گواه آورده واشتاين شنايدر در فارابى نامهء خود ( ص 146 ) هم از وى ياد كرده است . بار بارتلمى سنت هيلر در منطق أرسطو ( 2 : 199 ) دربارهء أو مىنويسد كه در ميان گزارندگان يوناني ولاتينى وعربى أرسطو أو از همه برتر است ودر ايساغوجى ومبحث ألفاظ أرسطو همانند بوئسيوس است كه فارابى ( منطقيات 1 : 60 ) از أو هم ياد كرده است . أو است كه