پيروان فارابى
1 - اخوان الصفاء وخلان الوفاء در رسائل كه أبو الحكم عبد الرحمن كرمانى قرطبى درگذشتهء 462 شاگرد مجريطى درگذشتهء 368 مؤلف الجامعة آنها را به اندلس برده است ( صاعد اندلسى 71 - كتابدارى نهم 323 ) شگفت اينجاست كه ابن طفيل در حي بن يقظان گويا آنها را اخوان الصفاء الضالين خوانده است .
( منطقيات 3 : 426 ) آنان بودند كه در شالودهء مدينه فاضله از فارابى بهره گرفتند ودر منطق هم نبايد از أو بيگانه باشند ودر زبانشناسى هم شايد از وى دور نباشند .
من در همان كتابدارى ( 9 : 317 - 342 ) از ترجمهء لاتينى منطق اخوان الصفاء ياد كردهام ( ديباچهء ترجمهء شهرزورى ص 119 ) .
2 - ابن سينا كه در قياس شفاء ( ص 148 چاپ مصر - منطق ابن سينا گفتار من در هزارهء أو 149 ) مىنويسد كه روى سخنانم بيشتر با أو است وباز مىنويسد ( قياس 15 ) : « والمنطق نعم العون في ادراك العلوم فلذلك حق للفاضل المتأخر ( الفارابي ) ان يفرط في مدح المنطق ، وقد بلغ في هذا الافراط إلى أن قال إن المنطق ليس محله من العلوم الأخرى محل الخادم بل محل الرئيس لأنه معيار ومكيال » أو در اينجا از سخن فارابى خرده هم مىگيرد . اين مطلب را كه ابن سينا از فارابى مىآورد در برهان أو نيست ولى ابن باجه در شرح برهان ( س 71 پ ك 72 ر ، 3 ، 294 نيز چاپ فخرى 106 ) نزديك به آن را ياد كرده است . در ديباجهء شرح المطالع رازي هم آن را مىبينيم .
ابن سينا در قياس شفاء در جاهاى ديگر ( 11 و 14 و 15 و 81 و 85 و 90 و 148 و 209 و 210 و 481 ) هم از أو ياد كرده ودر المدخل ( 96 ) گفته است « بعض الفضلاء » وشايد از آن فارابى را خواسته باشد . أو در نامهء به كيا ( چاپ بدوي پيش از