واحد كموضوعات العلم المدني » واين اشاره مانندى است به پندار آخوند خراساني در كفاية الأصول دربارهء موضوع علم أصول ( ص 17 فقه هزار وچهار صد سالهء من ) .
13 - در منطقيات ( 3 : 388 ، برلين 205 پ ) چنين آمده است :
قال أبو نصر قد جمع كتاب البرهان لأرسطو مع صعوبة معانيه وعباراته انه لم يفصل أبوابه كما فعل في سائر الكتب فبينا هو في معنى إذ قد ابتدأ بمعنى آخر .
ابن باجه در گزارش برهان فارابى ( 3 : 331 اسكوريال 282 پ ، بند 62 چاپ بيروت ) مىنويسد كه نوشتهء فارابى مسوده است ودر آن لغزشها ( هنات ) است وپاكنويس نشده است .
14 - در منطقيات از چهار راه در بدست آوردن حد كه سه تاى آن از پيشينيان است وچهارمى آن از فارابى است كه « تحديد الشئ على التمام بينة بمقدمات يقينية » ( 1 : 293 - 306 ) باشد به روشنى سخن رفته است ( نيز تعليق البرهان 3 :
339 ، ص 149 بيروت ) .
15 - گويند كه فارابى از پذيرندگان مثل افلاطونى است . در برهان شفاء ( ص 233 ) مىخوانيم كه « اما الصور الأفلاطونية فعليها السلام » در برهان ابن رشد ( م 1 ف 22 ص 71 ) ( ص 429 بيروت وص 110 مصر ) . برابر با بند
35 a 83
متن أرسطو ( ص 111 ترجمهء تريكو ) مانند اين سخن هست .
اين بود نمونههائى از پندارهاى منطقي كه از نگارشهاى فارابى ودانشمندان ديگر دريافتم اميدوارم كه شالودهاى ريخته شود تا مانند ژانه وسئاى براي تاريخ انديشههاى منطقي دفترى بنگارش درآيد .
اين را هم در پايان بگويم كه على سامى النشار پردازندهء « مناهج البحث عند مفكري الإسلام » گويا نگارشهاى منطقي فارابى را نديده ونتوانست دربارهء روش منطقي أو داورى درستى كند ( فهرست نامها )