تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المنطقيات للفارابي — صفحة ديباجه 8

مساهمون:

صديباجه ٨
طبيعي أرسطو ( 5 و 000 ) نيز دو ترجمهء فرانسوى ( 1 : 30 ) وانگليسى آن ( 1 : 14 ) از ماليسوس نام برده شده است . در جدل ابن رشد بند 346 و 363 آمده كه ماليسوس گفته است كه هستى را آغازى نيست ودر هستى چندينى وكثرت هم نيست . اين ماليسوس يا مليسوس از ساموس است ودر 440 پيش از مسيح زنده بوده ودفترى در هستى وگيتى دارد ودر جنگى دريايى دستى داشته است . سرگذشت أو در تاريخ فلسفه ديوگنس لائرسيوس دفتر
XI
بند 24 هست ( ترجمهء : فرانسوى 2 : 174 - انگليسى 2 : 433 - آلمانى 2 : 171 - ترجمهء انگليسى يك زبانهء ديگر 386 ) ، برهيه وريوو در تاريخ فلسفهء خود ( 1 : 67 و 1 : 62 ) سرگذشت أو را آورده‌اند . در دفتر أرسطو بنام « دربارهء ميليسوس وكسنوفانس وگرگياس » باب 1 و 2 و 4 ( ترجمهء عربى از ترجمهء فرانسوى سنت هيلر ) از پندار ميليسوس سخن رفته است . در برهان شفاء ( م 3 ف 5 ص 225 ) وسفسطهء آن ( م 2 ف 4 ص 111 ) از ثراسوماخوس وسقراط ياد شده است همان كه در سياست أفلاطون ( بند 338 - 339 ) از داستان أو وسقراط ياد شده است . در جدل شفاء ( ف 10 م 1 ص 95 ) چنين نوشته شده است : « كما وقع لسقراط مع ثراماخوس حين تجادل في امر العدل إذ غالطه سقراط باسم مشترك فافحمه » . در جدل أرسطو بند
127 b
چنين داستانى نيست شايد ابن سينا از گزارندگان آن مانند فارابى گرفته باشد . در جدل ابن رشد ( بند 177 مصر وص 575 ) هم ياد اين داستان هست . در منطقيات فارابى ياد شده است از فوثاغورس ودمكريتس وامپدكلس وپروتاگوراس ( 1 : 209 و 205 و 226 و 228 ) واز أرسطو ومقولات وبرهان أو ( 1 : 240 و 255 ) . اينك از چند پندار منطقي وتاريخ آن نمونه‌وار ياد مىكنم : 1 - در مقولات فارابى ( 1 : 51 ) از قوه ولا قوه سخن به ميان مىآيد همين را