تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
پسر كيستى ؟ گفت : مردى قرشى هستم . گفتم : پسر چه كسى هستى ؟ گفت : من فردى هاشمى هستم . گفتم : پسر كيستى ؟ گفت : من علوى هستم . سپس اين اشعار را خواند : ما پاسداران حوض كوثريم از آن دفاع مىكنيم و واردان حوض كاميابند پس هيچ كس جز وسيلهء ما رستگار نشد و هر كه توشهء راهش محبّت ما باشد محروم نگردد پس هر كه ما را شاد كند از جانب ما به شادى رسد و هر كه به ما بدى كند زادگاهش بد بوده است و هر كه حق ما را غصب كند پس روز رستاخيز وعده‌گاه اوست آن گاه فرمود : « من محمّدبن علىّبن حسين‌بن علىّبن ابىطالبم » سپس نگاهى كردم ديگر او را نديدم و ندانستم به آسمان بالا رفت و يا به زمين فرو رفت . « 1 » 68 - از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : با امام باقر عليه السلام هر دو جوان و در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشسته بوديم ، هنوز علىّبن حسين عليهما السلام از دنيا نرفته بود . ناگهان منصور با داوودبن سليمان - پيش از آن كه سلطنت به فرزندان عبّاس برسد - وارد شد او نشست ، تنها داوود خدمت امام باقر عليه السلام آمد و نشست ، امام عليه السلام فرمود : « چه چيز دوانيقى را مانع شد كه نزد ما بيايد ؟ » داوود گفت : او بد معاشرت است . امام باقر عليه السلام
هامش
( 1 ) - كشف الغمّه : 2 / 141 .