تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
كثير رفتيم ما را به پيرزنى معرفى كردند او گفت : سه روز قبل در حال گمراهى مرد . « 1 » 71 - همو به نقل از عاصم‌بن ابى حمزه : « نقل به اختصار » آورده است كه امام باقر عليه السلام روزى سواره به قصد مزرعهء خود حركت كرد ، من و سليمان بن خالد نيز همراه او بوديم ، مقدارى كه رفتيم با دو مرد برخورد كرديم ، امام عليه السلام فرمود : « اينها را بگيريد كه هر دو دزد هستند ! » غلامان آنها را گرفتند ، فرمود : « آن‌ها را ببنديد ! » و به سليمان فرمود : « با اين غلام بالاى آن كوه برو ، در بالاى كوه غارى مىبينى ، وارد آن غار شو و هر چه آنجا بود بيرون بياور و بده اين غلام بياورد كه آنها را از دو نفر دزديده‌اند ! » . سليمان رفت و دو صندوق آورد . امام عليه السلام فرمود : صاحبان اين دو صندوق حاضرند ولى صندوق ديگرى نيز در آن كوه است كه صاحبش غايب است . به زودى مىآيد . » . صندوق ديگر را از جاى ديگرى در همان غار بيرون آورد و به مدينه برگشت ، صاحب آن دو صندوق با جمعى وارد شد در حالى كه ادّعا داشت والى ايشان را تعقيب مىكرده است ! امام باقر عليه السلام فرمود : « ايشان را تعقيب نمىكرد » و دو صندوق را به آن مرد باز گرداند و دست آن دو سارق را قطع كرد ، يكى از آنها گفت : به حق دست ما را بريد ، سپاس خدا را كه كيفر عمل بد ما را بريدن دستمان قرار داد و توبهء ما را به دست فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مقرّر فرمود ! امام عليه السلام فرمود : « اين دست بريدهء تو بيست سال پيش از تو به بهشت
هامش
( 1 ) - كشف الغمّه : 2 / 143 .