اندرس آن را از روى نسخهء 1376 طباطبائى در مجلس ( از سدهء 11 برگ 1 - 7 ) چاپ كرده ، در مجلهء تاريخ العلوم سال 1977 و 1978 ( 1 : 2 ص 106 - 118 و 2 :
1 ص 38 - 50 ) مقالهء أو با عنوان « المناظرة بين المنطق الفلسفي والنحو العربي گذارده شده واين رساله در رسائل ابن عدي چاپ خليفات ( ص 414 - 424 ) هم آمده است .
سزگين در تاريخ نگارشهاى عربى ( 9 : 235 ) از آن ياد كرده است . اندرس در فهرست خود براي نگارشهاى ابن عدي ( ص 45 ) مىگويد كه آن را با ترجمهء آلمانى در 1978 هم چاپ كردهام . الامرانى الجمال هم آن را در منطق أرسطو ونحو عربى به فرانسه درآورد ( چاپ 1983 ص 187 - 197 ) .
گفتهايم كه يكى از بحثها كه فارابى بدان پرداخته كاوش از پيوند زبان وانديشه است وأو در كتاب الحروف والالفاظ وهمچنين چندين جاى منطق أوسط از آن سخن داشته است . از پسينيان أفضل الدين محمد مرقى كاشاني درگذشتهء 610 است كه در نوشتههاى خود به ويژه در جاوداننامه ومنهاج مبين كه در دو نگارش فارسي وعربى گذارده است ( فهرست دانشگاه 6 : 2406 كه در آنجا به سه دليل روشن كردهام كه اين دفتر از ابن سينا نبست وبايد از كاشاني باشد ) از گفتار وكردار وانديشه واز دانستن وسخن گفتگو داشته است . أو در منهاج مبين ( ص 573 مصنفات ) از قياس خلف ياد كرده وگويا در اين جا از فارابى بهره واز پايان جدل أو ( ص 573 چاپ من ) انديشهء أو را آورده است .
فارابى مىگويد كه سماع طبيعي أرسطو را چهل بار خواندم وباز نياز به خواندنش دارم همچنين خطابهء أو را دويست بار خواندم ( گفتار رزنتال در مدرسى اسلامى در آنالكتا ارينتاليا 24 ( 1947 ) 74 - محفوظ 116 از ابن خلكان ) .
نسخهاى از نفس يافتند نوشتهء فارابى كه در آن نوشته بود كه من آن را صد بار وبه روايت صفدى ويافعى دويست بار خواندم .
( محفوظ در الفارابي في المراجع ص 135 از وافى صفدى و 150 از يافعى و 185 از مفتاح السعادة طاش كبرىزاده ) .
فارابى كتابهاى بسيارى از أفلاطون مىخوانده وچند كتاب أرسطو را گزارش نوشته است . از گفتار گوتاس برمىآيد كه وى در احصاء العلوم از منطق پاولس فارسي دانشمند روزگار انوشيروان دادگر بهره برده است .
نخستين رسالهاى كه در مجلد 1 آوردهام « ما ينبغي ان يقدم قبل تعلم الفلسفة » است كه گريناشى دربارهء آن گفتارى به فرانسه دارد وأو گويد كه آن با نگارشهاى سومپليكيوس والياس پيوستگى دارد . در گزارشى كه آمونيوس از مقولات كرده است آغاز آن را با اين نگارش فارابى يكى ديدهام ( چاپ آن به فرانسه از إيوان پلتيه
Y . Pelltier
در 1983