ترجمه كرد كه در نسخهء پاريس نشانى از آن هست .
بيت الحكمة يا دانشگاه بغداد در 217 ( 832 ) بنياد گذارده شده ويوحنا پسر ماسويه رهبر آنجا بود وپس از مرگش در سال 243 ( 857 ) به دست حنين بن إسحاق سپرده شده است . در سدهء سوم وچهارم بود كه فارابى مىزيسته وأو بود كه در منطق وفلسفه از سرآمد آن بشمار آمده است .
فارابى سرگذشت دانشاندوزى خود را در « ظهور الفلسفة » آورده وخطابي هم نكتهاى بر آن افزوده است وأو گويا زندگى خود را همان دانشجوئى ودانشآموزى مىدانسته وتا پايان زندگانى خود در همين راه بسر برده ونشان ندادهاند كه فرمانروايى را بستايد يا در برابر كسى سر فرود آورد .
روش فارابى چنان كه به ويژه از نصوص منطقيات أو پيدا است گزارش وتفسير وگزين وتلخيص وگلچينى وجوامعنويسى نيست بلكه أو مطالب أرسطو را به ذهن مىسپرد وخود آنها را آميزش مىدهد وتركيب وسنتزى از آنها مىسازد واز خود دفترى مىسازد پس روش أو روش سازشى وآفرينشى ( سنتتيك ) است .
أو گذشته از منطق به زبانشناسى پرداخته ودر نگارشهاى منطقي خود مباحث آن را گنجانده است . در غرر الأمثال ودرر الأقوال بيهقى فريد خراسان آمده است كه وى را است « رسالة في أسباب اختلاف اللغات » ( برگ 195 نسخهء شماره 390 ( 1044 ) ليدن - گفتار آلمانى زلهايم
Selheim
دربارهء آن ص 232 ) وآن بايد همان « كتاب اللغات » أو كه ابن أبي اصيبعه ( 2 : 149 ) ياد كرده است باشد يا الحروف والالفاظ أو كه چاپ شده است . نام آن را در تتمه صوان الحكمة بيهقى وتاريخ الحكماء بيهقى نمىبينيم ولى در يك نسخه تتمة ( با رمز ك ) از تقويم اللسان أو ياد شده است .
إبراهيم سامرائى در گفتار خود در المورد سال 1975 ( ص 28 - 34 ) « من قراءة في كتب المنطق للفارابي » از روش منطقي أو واز پيوند آن با زبانشناسى سخن داشته است .
در زمينهء پيوند زبان وانديشه از يك سوى ودستور زبان ومنطق از سوى ديگر گويا ابن الطيب سرخسى كشتهء در 286 ( 899 م ) رسالهاى دارد بنام كتاب في الفرق بين نحو العرب والمنطق ( سزگين 9 : 233 ) پس از اين گفتگوى متى قنايى درگذشتهء 428 وسيرافى در گذشته 368 است كه مارگوليوس آن را در
JRAS
سال 1905 ( ص 79 - 129 ) به انگليسى وبدوي در اربيكا سال 1978 ( 25 : 310 - 323 ) به فرانسه در آوردند ( سزگين 9 : 100 ) .
سپس « الفصل بين صناعتي المنطق الفلسفي والنحو العربي » از ابن عدي كه گرهارد