خداوند آن را بر شخص بخيل حرام كرده است
هر كه بدور از بخل باشد زندگى سالم خواهد داشت
ولى شخص بخيل نكوهيده مىماند
او را به ميانهء دوزخ فرو مىاندازد
كه آشاميدنيش خونابه و آب جوشان است
اين است راه راست و استوار
فاطمه عليها السلام نيز چنين سرود :
من به يقين سهم خودم را به او مىدهم و باكى ندارم
و خدا را بر نانخوران خويش مقدّم مىدارم
آنان كه روز را گرسنه بسر بردند ، آنان شير بچگانند
كوچكتر آنها به حيله و فريب كشته مىشود !
همگى خوراكشان را به آن يتيم دادند و خود چيزى نخورده شب را سپرى كردند ، در حالى كه چيز جز آب نچشيده بودند ، روزهدار وارد صبح شدند ، و چون وقت غروب شد كنيز از جا برخاست و به سراغ صاع سوم آرد جورفت و آن را خمير كرد و پنج قرص نان پخت و على عليه السلام پس ازخواندن نماز با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به خانه آمد ، مىخواست افطار كند همين كه غذا را جلويشان گذاشتند ، اسير كافرى در خانه ايستاد و گفت : درود بر شما اى اهل بيت محمد صلى الله عليه و آله و سلم ! به خدا كه شما مسلمانان با ما به انصاف رفتار نكرديد ، ما را اسير مىگيريد و بردهء خود مىسازيد ولى به ما غذا نمىدهيد ! من اسيرى از اسيران ( امّت ) محمّدم !
على عليه السلام پس از شنيدن صداى اسير با همهء اهل خانه نانى را كه در دست داشتند گذاشتند و علي بن ابىطالب عليه السلام اين اشعار را سرود :
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 582
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٥٨٢