فاطمه ! اى دختر پيامبر ؛ احمد صلى الله عليه و آله و سلم
دخت پيامبرى كه خدا آقايى او را تأييد كرده است
براستى خدا او را به نرمخويى و عنايت به ديگران
آراسته ، اينك اسيرى از اسيران پيامبر هدايت شده
در حالى كه به غل و زنجير بسته است !
از گرسنگى همچنان به ما شكوه مىكند
هر كه امروز اطعام كند فرداى قيامت
آن را در نزد خداى بزرگ يگانه و يكتا مىيابد !
آرى آنچه برزگر مىكارد به زودى مىدرود
پس بىزحمت و منّت اطعام كنيد !
تا اينكه پاداشى بىپايان داده شويد !
فاطمه عليها السلام با شنيدن سخنان على عليه السلام فرمود :
از آنچه آوردى يك صاع بيش نمانده
دست و بازويم ( تاب و توانم ) از دست رفت !
به خدا كه پسرانم از جمله گرسنگانند
در حالى كه پدرشان جهت حمد خدا در راه او اطعام مىكند
آرى او بىمهابا كار نيك را انجام مىدهد
مىگويد : همين كه آنان خوراكشان را به آن اسير دادند و شب را افطار نكرده گذراندند و چيزى جز آب نچشيدند ، در حالى شب را سپرى كردند كه خداوند نذرشان را برآورده بود .
على عليه السلام دست پسرانش را گرفت آنها را كه همانند دو جوجه پركنده از گرسنگى مىلرزيدند به منزل رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بردد همين كه چشم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ايشان افتاد چشمانش پر از اشك شد و دست
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 583
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٥٨٣