تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
رفت سپس گفت : اللَّه اكبر ! اللَّه اكبر ! اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم سه روز است كه غذا نخورده‌اند ولى تو اى مقداد چهار روز ! پس تو از من به اين دينار سزاوارترى ! آن دينار را به وى داد و رفت و وارد مسجد شد ، خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد ، چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از نماز فارغ شد ، دست روى شانهء على عليه السلام زد و گفت : يا على بلند شو ! تا به خانهء شما برويم شايد غذايى نصيب من هم بشود ! به من خبر دادند كه تو از جبله يك دينار گرفته‌اى ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام رفتند در حالى كه على عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خجالت مىكشيد زيرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از گرسنگى به شكمش سنگ بسته بود ، درِ خانه فاطمه عليها السلام را زدند ، همين كه چشم فاطمه به پيامبر افتاد در حالى كه گرسنگى در سيمايش پيدا بود به سرعت برگشت و گفت : چه غم‌انگيز است نزد خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ! گويا ابوالحسن عليه السلام نمىدانست كه ما سه روز است غذايى نداريم ! آنگاه وارد جاى نمازش شد و دو ركعت نماز خواند سپس فرياد برآورد : اى آل محمد ! اينك محمّد پيامبرتان و فاطمه دختر پيامبرتان و على داماد و پسرعموى پيامبر و حسن و حسين دو نوادهء پيامبرتان است ! خدايا ! بنىاسرائيل از تو درخواست كردند كه براى آنها غذاى آسمانى بفرستى تو فرستادى در حالى كه آنان كفران نعمت تو را كردند ، خداوندا ! براستى كه آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم نعمت تو را كفران نمىكنند ! سپس نگاهى به اطرافش كرد ناگاه قدحى پر از آبگوشت و گوشت را ديد ، و آنها را برداشت و برد خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گذاشت . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دست خود را به طرف آبگوشت و گوشتها دراز كرد و فرمود : « هيچ موجودى نيست مگر اينكه تسبيح و حمد خدا را
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 585 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى