تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
اكنون من اطاعت مىكنم و باكى ندارم اميدوارم اگر گرسنه را سير كنم وارد بهشت جاويد شوم و باعث شفاعتم شود البته كه من غذايم را اكنون به او مىدهم و خوددارى نمىكنم اميدوارم كه اگر آن گرسنه را اطعام كنم به نيكان بپيوندم و با ايشان محشور شوم و وارد بهشت گردم و مقام شفاعت بيابم ! پس همگى غذايشان را به آن فقير دادند و افطار نكرده شب را گذراندند و جز آب چيزى نچشيدند و صبح روزه‌دار بودند تا شب شد ، كنيز برخاست و صاع دوم را خمير كرد و پنج قرص نان را پخت و على عليه السلام نماز را با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خواند ، سپس به منزل آمد به قصد اينكه افطار نمايد همين كه غذا را جلويشان گذاشتند تا بخورند كه ناگاه يتيمى بر در خانه ايستاد و گفت : درود بر شما اى اهل بيت محمد صلى الله عليه و آله و سلم ! من يتيمى از يتيمان مسلمانم ، مرا اطعام كنيد خدا شما را از طعامهاى بهشتى بخوراند ! امام عليه السلام فرمود : على عليه السلام و همهء اهل خانه با شنيدن صداى يتيم غذاى خود را گذاشتند و على عليه السلام چنين سرود : اى فاطمه دختر آقاى بزرگوار و بخشنده دخت پيامبرى كه بخيل نيست خداى تعالى يتيمى را در خانهء ما فرستاده است هر كه امروز بخشايش كند او رحمدل است وعده‌گاه خدا در بهشت پر از نعمت است كه