تا به جدت محمد صلى الله عليه و آله و سلم رسيد ، مگر اين كه ولايت شما اهل بيت را عرضه كردند ، هر كه از انبياء آن را قبول كرد سالم ماند و نجات يافت و هر كه متوقف شد و از حمل آن تعلل ورزيد گرفتار شد ؛ آدم عليه السلام دچار نافرمانى شد ، و نوح عليه السلام گرفتار غرقاب گشت و ابراهيم عليه السلام با آتش روبرو شد و يوسف عليه السلام به چاه افتاد و ايّوب عليه السلام گرفتار بلا شد و داوود مرتكب اشتباه شد تا اين كه خداوند يونس عليه السلام را مبعوث كرد ، خداى تعالى به وى وحى كرد : اى يونس ولايت اميرالمؤمنين على عليه السلام و ائمهء راشدين از نسل او را بپذير ! يونس عليه السلام عرض كرد : من او را نديده و نشناخته چگونه ولايتش را بپذيرم و با غيظ و خشم به راه خود رفت ! پس خداى تعالى به من وحى كرد : كه يونس را ببلع ! و مبادا كه استخوانهاى او را درهم بشكنى ! اين بود كه وى چهل روز در شكم من ماند ! داخل درياها ميان سه ظلمت مىگشت و مىگفت : هيچ خدايى جز تو نيست ، تو منزهى ! براستى كه من از ستمكاران بودم ، ولايت علي بن ابىطالب و ائمهء راشدين از فرزندان او را عليهم السلام را پذيرفتم .
همين كه به ولايت شما ايمان آورد ، پروردگارم به من فرمان داد تا او را در كنار دريا بيندازم .
پس زين العابدين عليه السلام فرمود : « اى نهنگ به لانهء خود برگرد » و او روى آب رفت . « 1 »
64 - ابوجعفر مشهدى از ابىعبداللَّه امام صادق عليه السلام نقل كرده است ، فرمود :
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 242 .