تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
بيمارى عود نكرد ، و ابوخالد آن مبلغ را گرفت و اجازه رفتن نزد مادرش را يافت و با آن پول رفت تا بر مادرش وارد شد . » . « 1 » 51 - « 2 » همو از ابوبصير به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام ، آورده است فرمود : از جمله وصيتهايى كه پدرم به من فرمود : اين بود كه گفت : پسرم ! چون من از دنيا رفتم جز تو كسى حق ندارد بدن مرا غسل دهد ، زيرا كه امام را جز كسى كه پس از وى همانند او امام است نمىتواند غسل دهد ! پسرم ! بدان كه برادرت عبداللَّه پس از من مردم را به امامت خود فرا مىخواند تو او را از اين كار باز بدار ، و اگر به حرف تو نكرد او را به حال خود واگذار ، زيرا كه عمر او كوتاه است . امام باقر عليه السلام مىفرمايد : همين كه پدرم درگذشت ، عبداللَّه ادّعاى امامت كرد ، ولى من بااو به كشمكش نپرداختم ، و او ديرى نپاييد ؛ جز چند ماه اندكى كه از دار دنيا رفت . و نيز ( پدرم ) فرمود : پسرم زيد پس از مرگ من خروج مىكند و مردمان را به پشتيبانى خود فرا مىخواند و پسران جعفر را بر كنار مىسازد ولى جز سه روز فاصله نمىشود كه كشته مىشود و بدنش را به دار مىزنند و سرانجام در آتش مىسوزانند ، در حالى كه باد بر پيكر
هامش
( 1 ) - خرائج : ص 235 . ( 2 ) - حديث شمارهء 50 از « خرائج » ص : 236 قبلًا در بخش « آنچه بين امام عليه السلام و محمدبن حنفيه‌گذشت » به شمارهء 11 از رجال كشى نقل كرديم ، با اين تفاوت كه اينجا در پايان حديث آمده است : ابوخالد گفت : مادرم پس از تولد نام مرا وردان گذاشت ولى پدرم آمد و گفت : من او را كنكر ناميدم ، به خدا سوگند كه كسى تا امروز جز شما نمىدانست ، بنابراين گواهى مىدهم كه تو امام تمام اهل زمين و آسمانى - م .