او مىوزد ، و بدن او را چنان مُثله مىكنند كه پيش از آن كسى را آن چنان مُثله نكردهاند ! » . « 1 »
52 - از حمادبن حبيب كوفى قطان نقل كرده ، مىگويد : سالى به قصد حج درآمديم و از منزل « زباله » حركت كرديم ، با باد سياه تيرهاى روبرو شديم به گونهاى كه اهل كاروان پراكنده شدند و در بيابانها سرگردان ماندند تا اين كه به بيابانى خشك و بى آب و علف رسيدم ، تاريكى شب مرا فرا گرفت به درختى پناه بردم ، همين كه تاريكى شدت يافت ناگهان جوانى را ديدم با لباسهاى مندرس سفيد ، با خود گفتم : اين يكى از اولياى خداست . . . « 2 »
53 - از ابوخالد كابلى نقل كرده ، مىگويد : از علي بن حسين عليهما السلام پرسيدم : چه كسى بعد از شما امام و پيشواست ؟
فرمود : « پسرم ؛ محمد كه علم را به خوبى مىشكافد و پس از محمد ، جعفر كه نام او در نزد اهل آسمان صادق است . » .
گفتم : چگونه نام او صادق است در صورتى كه همهء شما صادقيد ؟
فرمود : « پدرم از قول پدرش از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرد : چون ابوجعفر محمدبن علي بن حسينبن علي بن ابىطالب عليهم السلام متولّد شود ، او را صادق بناميد ، زيرا كه پنجمين فرزند او بنام جعفر با گستاخى بر خدا ادّعاى امامت مىكند و بر خدا دروغ مىبندد ، او در نزد خدا جعفر كذاب
هامش
( 1 ) - خرائج : ص 238 .
( 2 ) - همان : ص 239 . اين حديث را در بخش « علم امام عليه السلام » با اختلاف اندكى در عبارات و الفاظ ؛ از بحارالانوار : 46 / 77 به شمارهء 28 نقل كرديم - م .