ما به قدرى ما را دوست خواهند داشت كه دربارهء ما خواهند گفت آنچه را كه يهود دربارهء عزير و نصارى دربارهء عيسى عليه السلام گفتند ، پس نه آنها از مايند و نه ما از ايشان » . « 1 »
45 - « 2 » شيخ مفيد از زراره نقل كرده ، مىگويد : از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « علي بن حسين عليهما السلام شترى داشت كه بيست و دو بار با او به مكه رفته بود و يك تازيانه هرگز به او نزده بود .
مىفرمايد : از آن شتر پس از در گذشت امام عليه السلام خبر نداشتم جز اين كه يكى از غلامان آمد و گفت : شتر آمده و سينه روى قبر زده و گلوگاهش را روى قبر نهاده و ضجه مىكند !
گفتم : او را دريابيد و آن را نزد من بياوريد پيش از آنكه مردم مطلع شوند و يا اينكه مردم او را ببينند در حالى كه آن حيوان هرگز قبر را نديده بود . » « 3 »
47 - « 4 » راوندى از جابربن يزيد جعفى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است كه فرمود : « علي بن حسين عليهما السلام با گروهى نشسته بودند ، ناگهان آهويى از بيابان آمد و در مقابل آن حضرت ايستاد ، و ناليد و دستهايش را به زمين زد يكى از حاضران گفت : يابن رسول اللَّه ! به اين آهو چه شده است كه با چنين انسى خدمت شما آمده است ؟ فرمود : پسران يزيد از
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 111 .
( 2 ) - حديث شمارهء 44 از كتاب اختصاص : ص 299 را قبلًا در همين بخش به شماره 10 از بصائرالدرجات نقل كرديم - م .
( 3 ) - اختصاص : ص 300 .
( 4 ) - شمارهء 46 از همان كتاب : ص 319 قبلًا به شمارهء 12 از بصائر الدرجات با اندك تفاوت لفظى درهمين بخش نقل شد - م .