كه ما آن را تحمّل مىكنيم ، و اين طبق را ما به شما تقديم مىكنيم و دوست داريم كه شما از آن ميل بفرماييد ! تا ما را مفتخر كنيد . پس نگاه كرديم ديديم كنار خيمه طبق بزرگى و طبقهاى ديگرى همراه آن پر از انگور و انار و موز و ميوههاى فراوان است ، پس ابومحمد عليه السلام همراهان را فرا خواند و همگى از ان ميوهها خوردند . « 1 »
41 - از جابر به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده است ، فرمود :
« روزى حبابهء والبيه بر علي بن حسين عليهما السلام وارد شد در حالى كه گريه مىكرد ! امام عليه السلام پرسيد : « چرا گريه مىكنى ؟ » عرض كرد : يابن رسول اللَّه خدا مرا فداى شما كند ، اهل كوفه مىگويند : اگر علي بن حسين عليهما السلام امام به حق است آن طورى كه شما مىگوييد ، از خدا بخواهد تا آنچه در صورت تو است از بين ببرد ! امام عليه السلام به وى فرمود : « جلوتر بيا ! » او نزديك رفت ، پس دست مباركش را سه مرتبه به روى او كشيد « 2 » و سخنى به آرامى گفت ، سپس فرمود : « حبابه بپاخيز و داخل زنها برو ، و از ايشان بپرس ، و يا در آينه نگاه كن ببين آيا در صورت تو چيزى هست ؟ ! »
حبابه مىگويد : وارد شدم و در آينه نگاه كردم ، كويى هيچ چيزى از آنچه بود وجود نداشته است ! در صورت حبابه لكهء پيس بود . » . « 3 »
42 - صدوق در حديثى از حبابهء والبيه نقل كرده ، مىگويد : سپس خدمت علي بن حسين عليهما السلام رسيدم ، در حالى كه آنقدر پير شده بودم ،
هامش
( 1 ) - دلائل الامامه : ص 93 .
( 2 ) - ظاهراً حبابه از محارم امام عليه السلام يا در كهولت سن بوده است - م .
( 3 ) - دلائل الامامه : ص 93 .