تا اوج عزّتى مىرسد كه به دور از دسترس
مردم مسلمان عرب و عجم است
آن نورى كه تاريكى شب را مىشكافد از نور جمال اوست
چنان كه خورشيد با تابش خود ، تيرگىها را مىشكافد
بوى خوش از عصاى دست او ساطع است
وَه چه كف دست باشكوهى كه در اصل خوشبوست !
نژادش را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گرفته است
و عناصر و خو و خصلتهايش نيكوست
او بارهاى سنگين مردمانى را كه سنگين بارند به دوش مىكشد ،
شيرين شمايلى كه نعمتها در نزد او شيرين است
اين فرزند فاطمهء والانژاد است كه
به نام او در بهشت جاويد ، قلم حركت مىكند
خداوند او را از قديم فضل و شرف داده
و در لوح خداوندى اين فضل و شرف را قلم به نام او رقم زده است
از جد او پيامبران فضيلت خود را وام گرفتهاند
و از امت او نيز امّتهاى ديگر فضل خود را وام گرفتهند
تمام خلايق را احسان او فرا گرفته و
پستى و تنگدستى و تاريكىها از آنها دور شده است
هر دو دستش چو بارانى است كه سودش همگانى
و همواره جارى است و نيستى در آنها راه ندارد
نرمخويى كه از خشم و غضب او ( زيردستان ) نمىترسند
دو چيز زينتبخش اوست : خوشخويى و بخشندگى
او وعده خلافى نمىكند و طبع ميمونى دارد
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٩٧