تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
اين است كه تمام فضايل به اين بزرگوار ختم مىشود اگر اهل تقوا را بشمارند ، اينان پيشواى ايشانند و يا از بهترين اهل زمين بپرسند ، گويند : اينان بهترينند اين پسر فاطمه عليها السلام است ، اگر نمىشناسى به جد او نبوّت انبياء عليهم السلام ختم شد پس اين سخنِ تو ( كه گفتى : ) اين كيست ؟ زيانى به حال او ندارد ؛ زيرا كه عرب و عجم او را كه تو نمىشناسى ، مىشناسند كدام فرد از خلايق است كه نعمت ولايت آنان در گردنش نباشد ؟ زيرا كه اين حقيقت مسلّمى است ! هر كه خداشناس است ، مىداند كه ريشهء اين دين از خانهء اينان به تمام مردم عالم رسيده است . اين چند بيت را به خاطر اين كه هشام را مخاطب قرار داد و بر قصيدهء خود افزود ، از اين رو هشام او را بازداشت كرد و چون او را به زندان برد ، چنين گفت : آيا مرا بين مدينه و شهرى زندانى مىكند كه روى دل همهء مردم هواى آنجا را دارد او سرى را بر گردن مىچرخاند كه سر سرورى نبود و در آن حال عيبهاى چشم كج بينش « 1 » پيدا مىشد !
هامش
( 1 ) - جاحظ در « رسائل » خود مىنويسد : به هشام بن عبدالملك « احول السّراق » مىگفتند ، اضافه مىكند كه ابوالنجم عجلى نيز در قصيدهء خود دربارهء هشام مىگويد : الحمدللَّه الوهوب المجهزل » يعنى سپاس خدايى را كه شمشير عطا كرد . هشام با شنيدن اين مصراع خوشحال شد . اما چون رسيد به اينجا كه « والشّمس فى الارض كعين الأحول » - خورشيد در زمين مانند چشم احول است - هشام در خشم شد و او را از مجلس بيرون كرد . جاحظ در آخر مىنويسد : گفتن چنين شعرى از ضعف و نادانى شاعر است ! - م .
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 195 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى