دست و دلباز و به هنگام نيرومندى بسيار باادب است
جمعيتى كه محبّت آنها ديانت و دشمنى با آنها
كفر ، و تقرّب ايشان نجات بخش و دستاويز است
هر بدى و گرفتارى را وسيلهء محبّت آنها مىتوان دفع كرد
و بدان وسيله احسان و نعمتها را مىتوان افزود
پس از ياد خدا ياد ايشان در آغاز هر چيزى مقدّم است
و تمام سخنان بدان وسيله پايان مىپذيرد
به نهاد بخشندگى آنها هيچ بخشندهاى نمىرسد
و هيچ گروهى هر چند كريم باشند همتاى آنها نيستند
آنان بارانهاى رحمتند وقتى كه شدت و سختى روآورد
و شيرانند ؛ شير حملهور در حالى كه آتش جنگ فروزان است
اجازه نمىدهند كه نكوهشى بر ساحت آنها وارد شود
خوشخويان بخشندهاند و دستهايى آماده براى بخشندگى
تنگدستى و سختى چيزى از سخاوتشان نمىكاهد
فرقى نمىكند كه توانگر باشند يا چيزى نداشته باشند . . .
( در مجموع بيست و نه بيت آورده و پس از نقل بازداشت فرزدق در عسفان بين مكّه و مدينه و فرستادن امام عليه السلام دوازده هزار درهم براى او ، مىنويسد : ) فرزدق در حالى كه ميان زندان بود ، هشام را هجو كرد و از جمله هجويات وى اين است : . . . « 1 »
هامش
( 1 ) - اختصاص : ص 191 . در پايان همان دو بيت هجويه را آورده است كه ما در شمارهء قبلى از كشفالغمّه نقل كرديم - م .