6 - شيخ مفيد در حديث ديگرى كه از جمله راويانش خود فرزدق است ، مىگويد : سالى با عبدالملك بن مروان به حج رفتم ، نگاهى به على بن حسين بن على عليهم السلام كرد و خواست او را كوچك شمارد ، گفت : اين كيست ؟
مىگويد : بالبداهه اين قصيدهء معروف را گفتم . . . عبدالملك همه ساله هزار دينار به او مىداد ، از آن سال محروم كرد ، فرزدق به على بن حسين عليهما السلام شكوه كرد و از آن حضرت خواست كه با عبدالملك صحبت كند ، فرمود :
« من از مال خودم همان مقدارى كه از عبدالملك به تو مىرسيد ، مىرسانم و از صحبت با عبدالملك خوددارى كرد ! فرزدق گفت : يابن رسولاللَّه ! به خدا قسم به خاطر چيزى از شما حمايت نكردم ، در نزد من پاداش الهى در آخرت بهتر از اجر و مزد دنيوى است .
و اين ماجرا به گوش معاوية بن عبداللَّه بن جعفر طيّار رسيد كه به خاطر امتياز عنصرى كه داشت يكى از بخشايشگران ، اديبان و ظريفهگويان بنىهاشم بود به فرزدق گفت : ابوفراس ! تصور مىكنى چقدر از عمرت باقى مانده است ؟
فرزدق گفت : بيست سال .
معاوية بن عبداللَّه گفت : اين بيست هزار دينار را از مال خودم به شما مىدهم ، تو امام سجّاد عليه السلام را كه خداوند او را عزّت دهد ! از درخواست در مورد خودت معاف بدار !
فرزدق مىگويد : امام عليه السلام را ديدم در حالى كه به من از مال خودش بذل كرده بود ، به عرض رساندم كه من به خاطر اجر اخروى آن پاداش
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٩٩