اميرالمؤمنين ! اين كيست ؟ هشام از اين كه مبادا مردم شام فريفتهء آن حضرت شوند ، گفت : نمىشناسم ! فرزدق كه در آنجا حضور داشت ، گفت : ولى من او را مىشناسم . شامى گفت : اى ابو فراس ! او كيست ؟ اين بود كه قصيدهء معروف خود را سرود ، كه قسمتى از آن در « اغانى » و « حليه » نقل شده است . « 1 »
4 - اربلى مىنويسد : هشام بن عبدالملك پيش از اين كه خلافت را عهدهدار شود به حج رفت ، هر چه كوشيد تا حجرالاسود را استلام كند نتواست ، على بن حسين عليهما السلام آمد ، مردم به احترام او يستادند و به سويى رفتند تا آن حضرت استلام كرد ، اطرافيان هشام از او پرسيدند : اين كيست ؟ هشام گفت : او را نمىشناسم ! فرزدق كه سخن او را شنيد گفت :
اما من او را مىشناسم ؛ او على بن حسين عليهما السلام زين العابدين است و براى هشام اشعارى را خواند كه از جمله ابياتى است كه دربارهء پدر آن حضرت ، امام حسين عليه السلام سروده بود !
اين پسر بهترين تمام بندگان خداست
اين همان انسان پاك و مطهّر و پاكيزهء با نام و نشان است
اين كسى است كه سرزمين حجاز جاى پاى او را مىشناسد
و خانهء خدا و حلّ و حرم او را مىشناسند
وقتى كه به استلام حجر مىآيد ، ركن حطيم
( از روى اشتياق ) مىخواهد كف دست او را نگهدارد
مردم قريش وقتى كه او را ببينند ، سخنشان
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 265 .