راوى مىگويد : نالهاى شنيدم و راه راست را ديدم ، گفتم : به خدايى كه روز رستاخير و روز تنگدستى و درماندگى چشم اميد دارى ، تو كيستى ؟
فرمود : « اما چون سوگندم دادى منم علي بن حسين بن علي بن ابىطالب عليهم السلام . » . « 1 »
29 - از ابوبصير به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است كه فرمود : « پدرم يك نوبت غلام خود را تازيانهاى زد ، چون او را براى حاجتى فرستاده بود و او دير كرد ، غلام گريه كرد و گفت : يا علي بن حسين ! خدا را ! تو مرا دنبال كارى مىفرستى و بعد مىزنى ؟ » .
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : « پدرم به گريه درآمد و گفت : پسرم ! كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برو و دو ركعت نماز بخوان سپس بگو : خداوندا خطاى علي بن حسين عليهما السلام را روز جزا ببخش ! آن گاه رو به غلام كرد و فرمود :
برو تو در راه خدا آزادى » .
ابوبصير مىگويد : به امام باقر عليه السلام عرض كردم : گويا آزاد كردن برده كفّارهء زدن است ؟ امام عليه السلام ساكت ماند و جوابى نداد . « 2 »
30 - از مروان به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است كه فرمود : « علي بن حسين عليهما السلام مىفرمود : هيچ گاه دو كار را به من عرضه نكردند كه يكى مربوط به دنيا باشد و ديگرى به آخرت ، و من كار دنيا را برگزينم مگر اين كه هنوز شب نشده است با چيزى ناراحتكننده روبرو شدم » . « 3 »
31 - از ابوخالد كنكر كابلى نقل كرده ، مىگويد : يحيى بن ام طويل - خدا
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 46 / 77 .
( 2 ) - همان : 46 / 92 .
( 3 ) - همان .