تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
ناگهان چشمه‌اى لبريز از آب سفيد ديدم ، پس از آن كه آن حضرت آماده نماز شد ، پشت سرش ايستادم يك باره خودم را داخل محرابى ديدم كه گويا در همان لحظه تجسم يافت ! پس مىديدمش كه هر گاه به آيه‌اى كه در آن وعده و وعيدى است برخورد مىكند با ناله‌هاى محزون تكرار مىنمايد . و چون تاريكى رخت بربست از جا بلند شد و ايستاد در حالى كه مىگفت : « اى خدايى كه جويندگان ، آهنگ او را كردند و او راهنماى ايشان شد ! و اى خدايى كه بيم داران قصد درگاه او را نمودند و او را با لطفى سرشار يافتند و عبادت كنندگان به او پناه بردند او را بسى بخشيده ديدند ! كسى كه چشم اميد به ديگران دارد ، چه وقت روى آرامش بيند ؟ و هر كه در دل مقصدى جز تو را دارد تا تيرگيها را بزدايد چه وقت شادمان مىگردد ؟ در حالى كه كامى از خدمت تو برنگرفته و از مناجات با تو گردى بر دلش ننشسته است . خداوندا بر محمّد و آل محمّد درود فرست و با من چنان كن كه با بهترين بندگانت مىكنى ؟ اى بخشاينده‌ترين بخشايندگان ! » . ترسيدم كه مبادا شخص او را نشناسم و رد او را گم كنم ، دنبال او را گرفتم و به او گفتم : سوگند به كسى كه رنج و ملال زحمت را از تو بر طرف كرده و شدت علاقه لذت خوف را به تو ارزانى داشته است بايد مرا در زير بال رحمت خود و تحت حمايت قلب مهربانت بگيرى كه من بسى گمراهم ولى ضمير ناخودآگاهم مرا به دنبال تو كشاند ! همين كه كنار درخت رسيد دست مرا گرفت چنان تصور كردم كه زمين از زير پايم كشيده مىشود ! و چون سفيده صبح دميد به من فرمود : بشارت باد تو را ! اين مكّه است » .
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 126 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى