تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغيبة ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
قلنا : هذا كلام من يظنّ أنّه يجب علينا تمكينه إذا ظهر ولا يجب علينا ذلك في كلّ حال ، ورضينا بالمثال الّذي ذكره ، لأنّه تعالى لو أوجب علينا الاستقاء في الحال لوجب أن يكون الحبل حاصلا في الحال لأنّ به تزاح العلّة ، لكن إذا قال : متى دنوتم من البئر خلقت لكم الحبل إنّما هو مكلّف للدنوّ لا للاستقاء فيكفي القدرة على الدنوّ في هذه الحال ، لأنّه ليس بمكلّف للاستقاء منها ، فإذا دنا من البئر صار حينئذ مكلّفا للاستقاء ، فيجب عند ذلك أن يخلق له الحبل ، فنظير ذلك أن لا يجب علينا في كلّ حال طاعة الإمام وتمكينه
شرح
پاسخ : اين [ نحوه مثال زدن نشان مىدهد كه اين ادّعا وسخن ] كلام كسى است كه خيال كرده فرمانبردارى وأطاعت از امام فقط در زمان ظهور امام بر ما واجب است نه در همه حالات [ از جمله در حال غيبت ] . البتة ما با مثالي كه ذكر كرده ، موافق هستيم [ مثال خوبى براي اثبات حقانيت اعتقاد به امام غايب است ] امّا با اين حال به خود أو اشكال مىكنيم كه اگر خداوند آب كشيدن از چاه را براي ما واجب مىكرد مىبايست كه ريسمان حتما وجود داشته باشد چراكه مانع آب كشيدن ، به وسيله همين ريسمان مرتفع مىشود ، امّا وقتي كه خداوند متعال بفرمايد : هروقت به نزديكى چاه برويد ريسمان را براي شما خلق مىكنم ، در اين صورت تكليف متوجّه نزديك شدن به چاه است نه آب كشيدن ، پس در اين صورت توان نزديك شدن به چاه كفايت مىكند . بنابراين مكلف ، مأمور به آب كشيدن از چاه نيست بلكه ( فعلا مكلف به نزديك شدن است و ) هرزمانى كه به چاه نزديك شد آن‌وقت موظف به آب كشيدن مىشود . ودر اين مرحله خداوند [ مطابق وعده‌اى كه داده ] بايد ريسمان را خلق كند . اين مثال را نظير اين مسأله قرار داده كه بگوييم در هر حالي أطاعت از امام وتمكين نسبت به ايشان بر ما واجب نباشد . در اين صورت وجود أو هم واجب نخواهد بود . [ به اين معنا كه در حال حاضر كه امام غايب است ودسترسى به ايشان عادتا مقدور نيست ،