والمثال الّذي ذكره من أنّه لو أوجب اللّه علينا أن نتوضّأ من ماء بئر معيّنة لم يكن لها حبل نستقي به ، وقال لنا : إن دنوتم من البئر خلقت لكم حبلا تستقون به [ من ] الماء ، فإنّه يكون مزيحا لعلّتنا ، ومتى لم ندن من البئر كنّا قد أتينا من قبل نفوسنا لا من قبله تعالى .
وكذلك لو قال السيّد لعبده وهو بعيد منه : اشتر لي لحما من السوق ، فقال : لا أتمكّن من ذلك لأنّه ليس معي ثمنه ، فقال : إن دنوت أعطيتك ثمنه ؛ فإنّه يكون مزيحا لعلّته ، ومتى لم يدن لأخذ الثمن يكون قد أتى من قبل نفسه لا من قبل سيّده ، وهذه حال ظهور الإمام مع تمكيننا فيجب أن يكون عدم تمكيننا هو السبب في أن لم يظهر في هذه الأحوال لا عدمه إذ كنّا لو مكّنّاه عليه السّلام لوجد وظهر .
شرح
سؤال : اگر خداوند وضو گرفتن در آب چاهى را كه ريسمان ندارد بر ما واجب كند وبفرمايد : اگر نزديك چاه بشويد ، براي شما ريسمانى ايجاد مىكنم ، تا به وسيله آن آب از چاه بكشيد . پس با اين شرطي كه گذاشته ووعدهاى كه داده است ، آن مانع رسيدن به آب را كه نبودن ريسمان است برطرف مىكند . با اين وصف كه اگر ما نزديك به چاه نشديم خسارت آن از جانب خودمان به ما رسيده است نه از ناحية حقّ تعالى .
مثال ديگر : اگر مولايى به نوكرش كه از أو دور است بگويد : برو واز بازار گوشت تهيه كن ونوكر بگويد : نمىتوانم ، چون پول همراه ندارم ومولا بگويد : اگر جلوتر بيايى پول در اختيارت مىگذارم . اين جملهء مولا مانع تكليف را [ كه نداشتن پول بود ] از مكلف برطرف مىكند . حالا اگر نوكر نزديك مولايش نشود . اين كوتاهى از ناحية خودش است واز جانب مولايش نيست .
در مورد ظهور امام عليه السّلام وتمكين ما نسبت به ايشان نيز به همين ترتيب است . در نتيجة عدم تمكين وفرمانبردارى نكردن ما مردم سبب شده است تا در اين حال امام ظاهر نباشد ، نه اينكه وجود نداشته باشد . چراكه اگر ما نسبت به ايشان تمكين وفرمانبردارى را پيش مىگرفتيم حضرتشان ظهور مىكردند .